یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...
آمده در زیر شعر من نوشته: "عاشقین؟!"

این همه از دردهایم گفته ام باز آمده
مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی
من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی...

بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کند
خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند

من به لبخند دوچشمان تو عادت کرده ام
ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!

قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر
فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند ...
دیدگاه ها (۱)

در چشم خمارت که عسل ریخته اندگل روی سرت بغل بغل ریخته اندارا...

هزار_فروردینهــزار فــروردین هم که از راه بــرسد️زمستان من ...

خیمه بزن بر قلـب من صاحب این خانه توییمستـــم کن ازجام لبتس...

❤❤❤❤❤❤❤

یک‌نفر را دوست دارم، شعر می‌گویم برایش،آمده در زیر شعر من نو...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط