روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما

روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟
دیدگاه ها (۷)

ما همه مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم 🇮🇷‌‌بچه‌های حیدر کراریم 🦁هر ...

‌همه‌مون هر روز این ذکر رو می‌گیم...اما شاید هیچ‌وقت ندونیم ...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

چند روز پیش موقع آغاز سال تحصیلی تو تهران، تو یه مهدکودک مرب...

🚩 گرشا رضایی خوانندهیه آدم نادون گفته عمرتونو نذارین واسه کم...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

خوشگلا کلی ایده دارم ذوق دارم نمی تونم تحمل کنم این فیک تموم...

باور می‌کنی این میز با یه سینی و چوب پرده ساخته شده؟ 😍برای ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط