P6
P6
تام : برش دار ادامه بده
استلا : دستم درد گرفته
تام : اگه تا آخر کلاس بهم تحویل اش ندی یعنی ناموفق بودی در نتیجه
استلا : یه تنبیه دیگه
تام : یه امروزش دیگه در ضمن امروز بار دومیه که قوانین منو نقض میکنی پس
استلا : چی
تام : بار سومت شد و آخرین فرصتت (مکث) نیاز داری یادآوری بشن
و نشست و برگه ای رو برداشت و با چوبدستی اش چیزی روش نوشت و روی میز گذاشت گذاشتش اکثرا این کارو میکرد برای تکلیفم مجبورم میکرد معمولا ۵ تا ۱۵ بار از روی متنی بنویسم و همینجوری آماده میکرد اوه کپی کردن با چوبدستی اون روش خودشو داشت
رفت سراغ وسایلم
تام : استلا ( یادآوری و به شکل امر )
برگشتم سر کارم
وسایلمو پایین آورد و کنارم گذاشت و صبر کرد میدونستم منتظره تمومش کنم وقتی صفحه ۶ ام تموم شد ۶ تا برگه ام رو جمع کرد و گذاشت اون طرف میز و برگه ی دیگه ای رو جلوم گذاشت
دور میز رژه میرفت
۴ صفحه ی دیگه رو هم هول هولی ولی خوش خط تموم کردم و بهش دادم
تام : آفرین۵ دقیقه مونده چوبدستی ات رو بده
استلا : من جا گذاشتم اتاقم
تام : چوبدستی ات رو جا گذاشتی
استلا : ببخشید تکرار نمیشه
خب حالا معلوم بود قشنگ اون ساید خشنش که فقط به پسرای هاگوارتز نشون میداد بالا اومده بود و من نترسم ?
با قدم های سنگین به سمت تخته رفت و با گچ سفیدی که کنار تخته بود نوشت заказ
تام : بخونش
استلا : zakas
تام : zakaz
سری تکون دادم
دیکشنری رو میز رو به دستم داد
تام : معنیشو پیدا کن
شروع کردم به پیدا کردنش
و با دیدنش متوجه منظورش شدم
تام : خب
استلا : یعنی نظم
تام : دقیقا
و چوبشو روی تخته کوبید ، چشمامو بستم
تام : نیازی نیست بترسی (پوزخند) خب حالا از هر کدوم از اینا ۱۰ بار مینویسی
و با تله کینزی برگه رو جلوم گذاشت
بهش نگاه کردم روش قوانینی که روز اول بهم گفته بودو به روسی نوشته بود
استلا : ۱۰صفحه از این تا پس فردا خیلی زیاده پرفسور اسنیپ هم برای معجون ها
تام : و ۵ صفحه هم از заказ خب این تکلیفت و حالا تنبیه ات
استلا : تنبیه ام !? چرا پریدی وسط حرفم
تام : بله تنبیه برای نقض قانون
پارت بعد : ۱۰ تا لایک
تام : برش دار ادامه بده
استلا : دستم درد گرفته
تام : اگه تا آخر کلاس بهم تحویل اش ندی یعنی ناموفق بودی در نتیجه
استلا : یه تنبیه دیگه
تام : یه امروزش دیگه در ضمن امروز بار دومیه که قوانین منو نقض میکنی پس
استلا : چی
تام : بار سومت شد و آخرین فرصتت (مکث) نیاز داری یادآوری بشن
و نشست و برگه ای رو برداشت و با چوبدستی اش چیزی روش نوشت و روی میز گذاشت گذاشتش اکثرا این کارو میکرد برای تکلیفم مجبورم میکرد معمولا ۵ تا ۱۵ بار از روی متنی بنویسم و همینجوری آماده میکرد اوه کپی کردن با چوبدستی اون روش خودشو داشت
رفت سراغ وسایلم
تام : استلا ( یادآوری و به شکل امر )
برگشتم سر کارم
وسایلمو پایین آورد و کنارم گذاشت و صبر کرد میدونستم منتظره تمومش کنم وقتی صفحه ۶ ام تموم شد ۶ تا برگه ام رو جمع کرد و گذاشت اون طرف میز و برگه ی دیگه ای رو جلوم گذاشت
دور میز رژه میرفت
۴ صفحه ی دیگه رو هم هول هولی ولی خوش خط تموم کردم و بهش دادم
تام : آفرین۵ دقیقه مونده چوبدستی ات رو بده
استلا : من جا گذاشتم اتاقم
تام : چوبدستی ات رو جا گذاشتی
استلا : ببخشید تکرار نمیشه
خب حالا معلوم بود قشنگ اون ساید خشنش که فقط به پسرای هاگوارتز نشون میداد بالا اومده بود و من نترسم ?
با قدم های سنگین به سمت تخته رفت و با گچ سفیدی که کنار تخته بود نوشت заказ
تام : بخونش
استلا : zakas
تام : zakaz
سری تکون دادم
دیکشنری رو میز رو به دستم داد
تام : معنیشو پیدا کن
شروع کردم به پیدا کردنش
و با دیدنش متوجه منظورش شدم
تام : خب
استلا : یعنی نظم
تام : دقیقا
و چوبشو روی تخته کوبید ، چشمامو بستم
تام : نیازی نیست بترسی (پوزخند) خب حالا از هر کدوم از اینا ۱۰ بار مینویسی
و با تله کینزی برگه رو جلوم گذاشت
بهش نگاه کردم روش قوانینی که روز اول بهم گفته بودو به روسی نوشته بود
استلا : ۱۰صفحه از این تا پس فردا خیلی زیاده پرفسور اسنیپ هم برای معجون ها
تام : و ۵ صفحه هم از заказ خب این تکلیفت و حالا تنبیه ات
استلا : تنبیه ام !? چرا پریدی وسط حرفم
تام : بله تنبیه برای نقض قانون
پارت بعد : ۱۰ تا لایک
- ۱۳۹
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط