Parts

Parts 4
برادر خونده

_باشه
+افرین پسر خوب ......پدر؟
=سلام پ......دازای ؟مدیر کلاب شدی قرار نیست اینجاروم کلاب کنی که
+نه بابا همه چی خوبه این سفارشی ئه
_منظورت چ....
=کسی بهت اجازه داد حرف بزنی؟
+پدر بهش سخت نگیر تنهای حصلم سر میره اخر هفته ها اوردمش سرگرم شم
=من که مشکل ندارم بمونه ولی اگه بخواین خونه رو رو سرتون بزارین جفتتون رو میندازم بیرون
+خونه برام نگرفته بودی؟
=نه
+یعنی اواره میشم؟
=بله
+باشه حواسم هست.......پرتقال بیا
_هوم

_*رفتم تو اتاق دیدم نمیاد کشیدمش داخل که اومد بغلم تعادلم رو از دست دادم افتادم رو زمین که چویا تو بغلم فرود اومد *

+عا....چویا ورودت به اتاق عالی بود امید وارم همیشه این جوری باشیم تو این اتاق
_منظورت چیه احمق
+احمق منم یا تو که اومدی توی خونه یه الفا و الان تو بغلش لش کردی
_خب من چمیدونستم میخوای منو بیاری خونت
+مهم نیست .....ولی انگار علاقه زیادی بهم داری که بلند نمیشی

_*یدقه هول شدم رفتم بلند شم که زانوم خورد تو چیزش *

_ببخشیدددددد
+اخ....لعنت بهت مهم نیست به هر حال خیلی سبکی هیچی نشده....من میخوام برم حمام
_عااااااااااا .......من اینجا میمونم با تو تو این اتاق؟ اصلا منطقی نیست یه امگا با یه الفا که هیچ نسبتی به هم ندارن تو یه اتاق باشن

+* بعد حرفش کمرشو گرفتم کشیدمش سمت خودم لبشو بوسیدم واقعا این یا خیلی خره یا خیلی نفهمه بامزس ازش جدا شدم*

+از الان منو تو تو این اتاق مال همیم بیرون این اتاقم مثل ۲ تا داداش
_ولی من نمیخوام
+بنظرت این دست توئه؟
_.......

_*میخوام نصفش کنم *

+من میرم دوش بگیرم فهمیدی؟
_هوم
+افرین(لباسشو در اورد)
_چیکار میکنی؟
+میخوام برم حمام .....میای؟
_نه تنها برو💢
+باشه پرتقال عصبی

+*از حمام اومدم لباس پوشیدم تمام مدت به یه گوشه نگاه میکرد دکمه های پیراهم باز بود رفتم عصبیش کنم یه دستمو رو دسته صندلی گذاشتم یکی دیگه رو زیر چونش صورتشو بالا اوردم ......چه.....این چشه چرا داره گریه میکنه لعنتی؟

+هعی چویا چی شد؟

ادامه داره.......
دیدگاه ها (۹)

🤣🤣

من عاشق کاراکترایی هستم ک....+من فقط عاشق چویا هستم

Parts 3برادر خونده+رفتم اتاق اون پرتقال*+هعی بیدار ی......خو...

parts:2"برادر خونده"_چه حرفا......پس اون پیر مرد این جوری گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط