بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت چهارم :
در هیچ کجای احکام اسلامی نداریم که دائم و درهر شرایطی بخندید و اگر موضوع خنده داری نیافتید،برای یک دیگر جوک بگویید وبخندید هم چنین در هیچ کجای احکام اسلامی نداریم که مبادا بخندید و حتی اگر موضوعی نیافتید، به یک چیزی گیر داده و اخم کنید و یا یاد مصیبتی کنید و مغموم و گریان شوید.
انسان متعادل، دلش به نور رحمت الهی روشن است، پس از عمق دل با نشاط است و تبسم هم بر لب دارد، اگر موضوعی خوشحال کننده و خندهآور پیش آمد، میخندند و البته نه خنده برای مسخره دیگران، خنده برای توهین به خود و دیگران، خنده برای هم رنگی با جماعت و ...، چرا که اینها گریهآور است، نه خندهدار و اگر موضوعی پیش آمد که او را برای خدا به غیض آورد نه برای تعصبات شخصی، خب اخم هم دارد و اگر موضوعی قلبش را برای خدا آزرده کرد، غم و غصه هم دارد.
پس معنای دوست دختر یا پسر نگرفتن، این نیست که آدمی به هر نامحرمی اخم و بداخلاقی نماید، و معنای خوشاخلاقی هم این نیست که همه حریمها و حرمتها را بشکنند و رفیق بازی کنند.
آگاهی و بصیرت در اخلاق و احکام : خب اگر قرار شد انسان موحد باشد، معاد را هدف بگیرد، اسلام را اتخاذ کند و احکام الهی را در هر موردی رعایت کند، لازم است که اولاً علم و آگاهی داشته باشد، ثانیاً بصیرت داشته باشد.
باید هم خدا را خوب بشناسد و هم خودش را - هم معاد را خوب بشناسد و هم تکالیف و مسئولیتهای خودش را - باید هم هدف را خوب بشناسد و هم موقعیت خودش را - باید هم راه را خوب بشناسد و هم قوانین و قواعد رفتن در این راه را ... و خلاصه آن که باید دوست و دشمن را بشناسد و به تمامی تحرکات بصیر باشد و با بصیرت و در چارچوب عمل نماید، و البته مخلصانه.
شاید چند نفر دور یک شخص، یک گروه، یک حزب، یک شخصیت سیاسی، یا حتی یک دولت و رییس دولت جمع شوند، اما یکی عالم و خالص باشد - یکی جاهل و نان به نرخ روز خور باشد -یکی دشمن منافق باشد - همین طور شاید چند نفر مقابل انسان موضع بگیرند، اما یکی نداند و جاهل باشد -یکی قصد خاصی نداشته باشد، بلکه همرنگ محیط عمل کند -دیگری باورش این است، اما در همان مخالفت نیز خلوص داشته باشد - آن یکی دشمنی آگاه و مغرض باشد. آیا میتوان برای تعامل یا برخورد با آنها یک نسخه و الگو ارائه داد؟!
نتیجه : در نتیجه، شناخت و آگاهی و بصیرت - هدفگرایی - تکلیف شناسی - تقید به احکام و اخلاص در عمل لازم است که همه به مقوله خودسازی بر می گردد. ما نمیتوانیم بیش از آن چه هستیم و داریم، در بیرون فعال و اثر گذار باشیم.(پایان)
پاسخ قسمت چهارم :
در هیچ کجای احکام اسلامی نداریم که دائم و درهر شرایطی بخندید و اگر موضوع خنده داری نیافتید،برای یک دیگر جوک بگویید وبخندید هم چنین در هیچ کجای احکام اسلامی نداریم که مبادا بخندید و حتی اگر موضوعی نیافتید، به یک چیزی گیر داده و اخم کنید و یا یاد مصیبتی کنید و مغموم و گریان شوید.
انسان متعادل، دلش به نور رحمت الهی روشن است، پس از عمق دل با نشاط است و تبسم هم بر لب دارد، اگر موضوعی خوشحال کننده و خندهآور پیش آمد، میخندند و البته نه خنده برای مسخره دیگران، خنده برای توهین به خود و دیگران، خنده برای هم رنگی با جماعت و ...، چرا که اینها گریهآور است، نه خندهدار و اگر موضوعی پیش آمد که او را برای خدا به غیض آورد نه برای تعصبات شخصی، خب اخم هم دارد و اگر موضوعی قلبش را برای خدا آزرده کرد، غم و غصه هم دارد.
پس معنای دوست دختر یا پسر نگرفتن، این نیست که آدمی به هر نامحرمی اخم و بداخلاقی نماید، و معنای خوشاخلاقی هم این نیست که همه حریمها و حرمتها را بشکنند و رفیق بازی کنند.
آگاهی و بصیرت در اخلاق و احکام : خب اگر قرار شد انسان موحد باشد، معاد را هدف بگیرد، اسلام را اتخاذ کند و احکام الهی را در هر موردی رعایت کند، لازم است که اولاً علم و آگاهی داشته باشد، ثانیاً بصیرت داشته باشد.
باید هم خدا را خوب بشناسد و هم خودش را - هم معاد را خوب بشناسد و هم تکالیف و مسئولیتهای خودش را - باید هم هدف را خوب بشناسد و هم موقعیت خودش را - باید هم راه را خوب بشناسد و هم قوانین و قواعد رفتن در این راه را ... و خلاصه آن که باید دوست و دشمن را بشناسد و به تمامی تحرکات بصیر باشد و با بصیرت و در چارچوب عمل نماید، و البته مخلصانه.
شاید چند نفر دور یک شخص، یک گروه، یک حزب، یک شخصیت سیاسی، یا حتی یک دولت و رییس دولت جمع شوند، اما یکی عالم و خالص باشد - یکی جاهل و نان به نرخ روز خور باشد -یکی دشمن منافق باشد - همین طور شاید چند نفر مقابل انسان موضع بگیرند، اما یکی نداند و جاهل باشد -یکی قصد خاصی نداشته باشد، بلکه همرنگ محیط عمل کند -دیگری باورش این است، اما در همان مخالفت نیز خلوص داشته باشد - آن یکی دشمنی آگاه و مغرض باشد. آیا میتوان برای تعامل یا برخورد با آنها یک نسخه و الگو ارائه داد؟!
نتیجه : در نتیجه، شناخت و آگاهی و بصیرت - هدفگرایی - تکلیف شناسی - تقید به احکام و اخلاص در عمل لازم است که همه به مقوله خودسازی بر می گردد. ما نمیتوانیم بیش از آن چه هستیم و داریم، در بیرون فعال و اثر گذار باشیم.(پایان)
- ۴۳
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط