پارت۱
پارت۱
ویو ا.ت
سلام من ا.تم منو که میشناسید امروز ما برای مسابقات المپیک اومدیم کره و فردا ما مسابقه داریم و ما همچون ارمی هستیم و برای ریتممون توی مسابقه تصمیم گرفتیم از علاقه هامون الهام بگیریم و ریتم و با آهنگ بلک سوان بی کلام بی تی اس بریم و من برای فردا خیلی استرس دارم چون اعضای بی تی اس هم اونجا هستن و ما هم قراره از حرکات اونها الهام بگیریم و من قراره جای جیمین و عسل جای جیهوپ اون حرکت سختشون رو بزنیم و من هم قراره تمام حرکاتی که تا حالا از جیمین دیدم و اجرا کنم و خیلی استرس دارم که قراره جلوشون بزنیم و ا. همه بدتر من لیدرم و مربیومون با اینکه من خودمم شاگردشم رو حساب من خودش نیومده
ویو عسل
بالاخره رسیدیم هتل بین ماها فقط ا.ت کره ای بلد بود پس اون قرار بود سخنرانی کنه و من حس میکردم که خیلی استرس دارم و اون با من از همه صمیمی تره پس من راحت اینو فهمیدم ولی به روی خودم نیاوردم و من و ا.ت توی یک اتاق بودیم و اوین نرگس هم توی یک اتاق دیگه اونا رفتن به اتاق خودشون و فقط منو ا.ت موندیم
چون فردا مسابقه بود پس به مناسبت مسابقه کمپانی برای اعضای بی تی اس فن ساین برگزار می کنه توی لابی سالن ورزشی ای که ما قراره اونجا مسابقه بدیم و ماهم قراره به صورت ناشناس بریم و با اعضا حرف بزنیم و بعدش که قرار بود ما بیایم اونجا و سلام کنیم از جامون بلندشیم و پشماشون رو بریزونیم و امشب زود خوابیدیم چون فردا روز مهمی بود
ویو ا.ت
سلام من ا.تم منو که میشناسید امروز ما برای مسابقات المپیک اومدیم کره و فردا ما مسابقه داریم و ما همچون ارمی هستیم و برای ریتممون توی مسابقه تصمیم گرفتیم از علاقه هامون الهام بگیریم و ریتم و با آهنگ بلک سوان بی کلام بی تی اس بریم و من برای فردا خیلی استرس دارم چون اعضای بی تی اس هم اونجا هستن و ما هم قراره از حرکات اونها الهام بگیریم و من قراره جای جیمین و عسل جای جیهوپ اون حرکت سختشون رو بزنیم و من هم قراره تمام حرکاتی که تا حالا از جیمین دیدم و اجرا کنم و خیلی استرس دارم که قراره جلوشون بزنیم و ا. همه بدتر من لیدرم و مربیومون با اینکه من خودمم شاگردشم رو حساب من خودش نیومده
ویو عسل
بالاخره رسیدیم هتل بین ماها فقط ا.ت کره ای بلد بود پس اون قرار بود سخنرانی کنه و من حس میکردم که خیلی استرس دارم و اون با من از همه صمیمی تره پس من راحت اینو فهمیدم ولی به روی خودم نیاوردم و من و ا.ت توی یک اتاق بودیم و اوین نرگس هم توی یک اتاق دیگه اونا رفتن به اتاق خودشون و فقط منو ا.ت موندیم
چون فردا مسابقه بود پس به مناسبت مسابقه کمپانی برای اعضای بی تی اس فن ساین برگزار می کنه توی لابی سالن ورزشی ای که ما قراره اونجا مسابقه بدیم و ماهم قراره به صورت ناشناس بریم و با اعضا حرف بزنیم و بعدش که قرار بود ما بیایم اونجا و سلام کنیم از جامون بلندشیم و پشماشون رو بریزونیم و امشب زود خوابیدیم چون فردا روز مهمی بود
- ۱۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط