𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧
_بخش اول_
او مظهرِ واقعی یک تصمیم بد است. ترکیبی از خطر و آرزو.
مرز باریکِ میان کشنده بودن و ملکوتی بودن.
و من احساس میکنم که دارم غرق می شوم؛

_ناتوان
𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚
سوروس_
من عاشق یک نابغه شدم!به معجون های بی عیب و نقصش نگاه می‌کنم و دیگر سعی نمی‌کنم لبخند نزنم.هرگز این ترکیب هارا ندیده بودم ولی این دختر بانمک و بی نهایت باهوش از هاگوارتز و کتاب های ممنوعه فراتر است.من معجون ساز بدی نیستم و از نظر من ریچل اسمیت یک نابغه‌ست.یک نابغه بی نهایت زیبا‌‌...وای خدایا!حتی بعد از گذراندن دو روز جهنمی در این اردوگاه زیباتر از آن است که منطق من بتواند تحمل کند!منظورم فقط صورت فوق العاده اش نیست.همه چیز او مثل یک رویاست.هر پنج معجونمان آماده هستند.و هنوز یک دقیقه وقت داریم و من تصمیم دارم تمام این یک دقیقه را به معجزه موفرفری که روی میز نشسته نگاه کنم
"چته اسنیپ؟خوشگل ندیدی؟"
"خوشگل؟فکر می‌کردم دارم به یه دردسر نگاه می‌کنم"
"آره ولی یه دردسر خوشگل که عاشقشی"
"هوا برت نداره.فقط دارم می‌پامت که باز خودتو به کشتن ندی"
"چون عاشقمی"
"چون به مکس قول دادم للگی‌ت رو می‌کنم"
"باشه باور کردم.می‌خوای مخمل های پشت گوشمو نشونت بدم؟"
"نه ممنون.از دور مشخصه"
"خوبه"
"آره"
از انتهای دالان مرد جوانی به سمتمان می‌آید.قدبلند و لاغر با یک پیراهن مردانه سبز تیره و موهای قهوه ای روشن و یک سامسونت مشکی به دست.بازهم سامسونت؟به صورت غریزی جلوی ریچل می‌ایستم و او بابت این ‌کار به من چشم‌غره می‌رود.مهم نیست.زندهِ بد خلقش را به مردهِ خندانش ترجیح می‌دهم.
"تو کی هستی؟"
مرد با آرامش جواب می‌دهد"برای تست معجون هاتون اینجام.نگران نباش مردجوان."
آره.باشه.حتماً!هرچه بگویی هستم به جز عقب‌مانده. این یارو بوی دردسر می‌دهد‌.پاتیل هارا بررسی می‌کند و سامسونتش را روی میز می‌گذارد و در آن را باز می‌کند و پنج ظرف پتری یشمی رنگ شفاف روی میز می‌گذارد.ریچل زیرلب می‌گوید"یارو بی خطره لنگ دراز.بی‌خیال من شو دیگه!"
جوابش را می‌دهم"بهم اعتماد کن ری‌"
یک لحظه صبر می‌کند"باشه شازده.بهت اعتماد می‌کنم"
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_مرد با قطره چکانی چند...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط