دست به دست مدعی شانه به شانه می روی

دست به دست مدعی شانه به شانه می روی
آه که با رقیب من جانب خانه می روی

بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
گرم تر از شراره ی آه شبانه می روی

من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی

در نگه نیاز من موج امید ها تویی
وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی

گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی

حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای
باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟
دیدگاه ها (۴)

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

تندیس ِ شب شکسته ولی وقت ِ رفتن استجانم ز غم گسسته ولی وقت ر...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

سیاسی اجتماعی

رحمت خدا به روح نستوه تو حاج‌حسن‌آقای طهرانی‌مقدمکه دست ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط