Slave Season Part

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۳


جیمین درحالیکه به دیوار تکیه داده بود
لیوان الکل خالصش را تکون داد و با لحن خشک اش لب زد : تو واقعا کی هستی هویون
حرصش گرفت بعد از این همه مدت میخواست راجبه این حرف بزنه عصبی دستشو مشت کرد و برگشت سمتش، چشم های براق جیمین توی تاریکی برق زدن اما دوست داشتن و مهر قبلی در چشم هایش نبود
جز خاموشی و راز های تاریک هیچی در چشم هایش دیده نمیشد،
بغض کرد اما نگذاشت اشک هایش رها بشن : مشتاق دیدار جیمی
جیمین پوزخندی از پرویی سر داد و قدمی عصبی نزدیکش شد : بگو کجا بودی، هویون عصبی قدمی نزدیکش شد دلتنگی‌ هایش نمی‌گذاشت اشک توی چشم هایش خشک بشوند محکم تو صورتش غرید: بعد از این همه مدت این اومد تو کلت تا بهم بگی







جیمین محکم لیوانشو کوبید روی میز گلدون کنارش جرقه ای از عصبانیت توی سرش زده شد جدی قدم دیگری نزدیکش شد و به چشم های پر از اشک دختر مقابلش خیره شد بدون لحظه ای رحمی لب زد : جواب منو بده
دختر مقابلش با گفته های این مرد قلبش شکست پشت کرد بهش
تا میخواست قدمی برداره دست جیمین دوره مچ دست حلقه شد عصبی با اون یکی دستش مشتی سمته دهن جیمین حواله کرد
اما جیمین با دست دیگرش مشت کوچیک دختر رو اسیر کرد محکم و جدی لب زد : به چه جرعتی دست رو من بلند می‌کنی
هویون عصبی از این رفتار هاش و رفتنش داد زد. : تو چه آدم پرویی شدی تو بودی که رفتی ولم کردی الآنم حق به جانب هستی
جیمین محکم از شونه هاش گرفت و سمته دیوار هولش داد
و دست هاشو سفت گرفت صورتشو نزدیک صورت رنگ پریده دختر کرد و با دندون قروچه عصبی غرید : تو حق نداری سر من داد بزنی
هوا برای هویون به شدت کم بود نفسش بالا نمی اومد
نفس های سنگین جیمین به صورتش مثله باد گرمی زده میشد
تند چشم هاشو بست و صورتشو طرف دیگه ای چرخوند : تو آدم بدی شدی جیمی
دیدگاه ها (۲)

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۴با بغض و حرصی گفت جیمین بیخیال از حا...

تولد خاص ترین مرد زندگیم مبارک ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤...

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۲یه سول تلخندی زد و گفت: آره میتونی ه...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۶۰و کنار جونگ کوک ایستاد نگاهی به رف...

﴿ برده ﴾ ۵۵ part گوشیو قطع کرد و در جیبش گذاشت هویون داشت سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط