unknown
unknown
part¹¹
ووجین چون زخمی بود قدرت زیادی نداشت و سوهی با یه هل اون رو چند قدم عقب تر برد
سوهی : لعنتی ، تو کی هستی ، همیشه بهت شک داشتم ، همیشه
رئیس مافیایی؟ قاتلی؟ قمار بازی؟ رئیس کلابی؟ چی از جون من میخوای ؟
اه لعنتی
گوشیم کو
گوشیم کجاست
خانم لین( داد)
ووجین که تا اون موقع به دیوار تکیه داده بود و داشت از درد به خودش میپیچید بریده بریده و همینطور که دستش روی پهلوش بود و سعی میکرد صاف بايسته گفت
ووجین : بهت...گفتم....خفه شو ....انگار ...آه لعنتی .....انگار ....حرف حالیت.....نمیشه
سوهی که از ترس به ووجین خیره شده بود و توان حرف زدنش رو از دست داده بودنگاهش به گوشیش افتاد که دقیقا روی میز پشت سر ووجین بود
همون موقع
تق تق تق تق
خانم لین : خانم هان ، ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه است ، وقتشه شیفت رو تحویل بدید.
کارتون هنوز با آقای یون تموم نشده؟
(سعی کرد در رو باز کنه)
لین: خانم هان ؟ درچرا قفله؟
ووجین :
ادامه دارد
شرط کوچولو: ۱۰ تا لایک
#fake
#فیک
#فیکشن
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#فیک_بی_تی_اس
part¹¹
ووجین چون زخمی بود قدرت زیادی نداشت و سوهی با یه هل اون رو چند قدم عقب تر برد
سوهی : لعنتی ، تو کی هستی ، همیشه بهت شک داشتم ، همیشه
رئیس مافیایی؟ قاتلی؟ قمار بازی؟ رئیس کلابی؟ چی از جون من میخوای ؟
اه لعنتی
گوشیم کو
گوشیم کجاست
خانم لین( داد)
ووجین که تا اون موقع به دیوار تکیه داده بود و داشت از درد به خودش میپیچید بریده بریده و همینطور که دستش روی پهلوش بود و سعی میکرد صاف بايسته گفت
ووجین : بهت...گفتم....خفه شو ....انگار ...آه لعنتی .....انگار ....حرف حالیت.....نمیشه
سوهی که از ترس به ووجین خیره شده بود و توان حرف زدنش رو از دست داده بودنگاهش به گوشیش افتاد که دقیقا روی میز پشت سر ووجین بود
همون موقع
تق تق تق تق
خانم لین : خانم هان ، ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه است ، وقتشه شیفت رو تحویل بدید.
کارتون هنوز با آقای یون تموم نشده؟
(سعی کرد در رو باز کنه)
لین: خانم هان ؟ درچرا قفله؟
ووجین :
ادامه دارد
شرط کوچولو: ۱۰ تا لایک
#fake
#فیک
#فیکشن
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#فیک_بی_تی_اس
- ۹۱
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط