گفت دیدسٖت مرا این که کجا یادش نیست

گفت دیدسٖت مرا این که کجا یادش نیست

همه چـیـزم شـده و هیچ مـرا یادش نیست..
دیدگاه ها (۲)

فلکم از تو جدا کرد و گمان می‌کردمکه به شمشیر مرا از تو جدا ن...

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتندافسانه ی مجنونِ به لیلی نرسیده

تو چه یاری که نداری غم و اندیشهٔ یاریاری آن‌ست که یار از غم ...

دلم میخواهد خودم را از تنم در بیاورمبشورم بچلانم و روی طناب ...

پس زمینه زنگ گوشیم-

کَسی نیستِ حآلِ مَرا دَرک کُنَد کاشِ اینِ روح شبیٕ جِسمِ مَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط