Jisung این مدت جیسونگ زیادی تو خودش بود و خودت هم متوجه
Jisung: این مدت جیسونگ زیادی تو خودش بود و خودت هم متوجه این قضیه شده بودی،همش یا یهو با یکی تند برخورد میکرد یا اصلا با کسی حرف نمیزد .نگرانِ این بودی که اتفاقی براش بیوفته تا اینکه نصف شب با دیدن خوابی که اتفاقی براش افتاده ترسیده سمت اتاقش دوویدی و در رو با شدت باز کردی و هخون لحظه جیسونگ هم از خواب بیدار شد و با صدای خواب الودش اروم اسمتو زیر لب زمزمه کرد و محکم پریدی بغلش
+ل...لطفا ت...تنهام نزار
اروم سرتو بوسید و پتو رو روت کشید
_هیچوقت تنهات نمیزارم مگه اینکه تو خواب ببینی ....
Felix: فلیکس چند روزی میشد که فکر میکرد صداش مشکل داره و تقریبا ناامید شده بود و همتون بهش میگفتید که اصلا اینجوری که فکر میکنی نیست اما حرف هیچکدومتون رو قبول نمیکرد تا اینکه تو خواب دیدی که فلیکس صداش رو از دست داده (وای من وسط خواب سکته میکردم)و سریع سمت اتاقش رفتی و متوجه شدی خوابه و اروم رفتی سمتش و اروم سرشو بوسیدی و دوباره به سمت اتاقت برگشتی با فکر اینکه فلیکس خواب بوده و هیچی متوجه نشده......
Seungmin: سونگمین ادمی یودش که وقتی بقیه اعضا یه موقع احساس ناکافي بودن میکردن بهشون کمک میکرد و باهاشون صحبت میکرد ،اما حالا کسی بودش که از خودش بپرسه که حال خودش چطوره؟نه اگه هم چیزیش بود حرفی نمیزد و عادی جلوه میداد اما تو خوب میدونستی که سونگمین چشه . تو خوابی که از سونگمین دیده بودی این بود که دیگه نمیخواست ادامه بده و میخواست راه خودشه بره و در اخر هم همتون رو تنها گذاشت مخصوصا تو رو، چون هردوتون از همدیگه خوشتون میومد حستون دو طرفه بود . بلند شدی و سمت اتاقش رفتی و دیدی خوابیده و اروم پتو رو روی تنش جابه جا کردی و لب.شو اروم بوسیدی و از اتاق بیرون رفتی....
Jeongin: حدود چند ماهی میشد که از جونگین خوشت میومد و این موضوع رو فقط یا چان درمیون گذاشتی البته دقیقا از وقتی که متوجه شد تو ازش خوشت میاد باهات سرد رفتار میکرد و بهت اهمیت نمیداد وقتی این موضوع رو به چان گفتی چیزی نمیگفت چون خودش مطمئن بود که جونگین هم تو رو دوست داره و فقط به خاطر اینکه کمپانی شمارو ای همدیگه جدا نکنه اینجوری رفتار میکرد. تو و چان تقریبا تا دو صبح داشتین راجب این موضوع حرف میزدین که دیگه اخرای حرفاتون فقط اروم اروم گریه میکردی . رفتی سمت اتاقت و خوابیدی که دم صبح خواب دیدی که جونگین به خاطر تو تو روی کمپانی وایستاده و اونو اخراج کردن که با همچین خوابی بلند شدی و محکم در اتاقشو باز کردی که دیدی سرش تو گوشیه و گوشیو پرت کردی رفتی رو پاش نشستی و بغلش کردی
+ازت خوشم میاد یانگ جونگین
_منم همینطور تونفرنگي کوچولو
ENDDDD
(اه به من؟ دخترخانوم؟)
+ل...لطفا ت...تنهام نزار
اروم سرتو بوسید و پتو رو روت کشید
_هیچوقت تنهات نمیزارم مگه اینکه تو خواب ببینی ....
Felix: فلیکس چند روزی میشد که فکر میکرد صداش مشکل داره و تقریبا ناامید شده بود و همتون بهش میگفتید که اصلا اینجوری که فکر میکنی نیست اما حرف هیچکدومتون رو قبول نمیکرد تا اینکه تو خواب دیدی که فلیکس صداش رو از دست داده (وای من وسط خواب سکته میکردم)و سریع سمت اتاقش رفتی و متوجه شدی خوابه و اروم رفتی سمتش و اروم سرشو بوسیدی و دوباره به سمت اتاقت برگشتی با فکر اینکه فلیکس خواب بوده و هیچی متوجه نشده......
Seungmin: سونگمین ادمی یودش که وقتی بقیه اعضا یه موقع احساس ناکافي بودن میکردن بهشون کمک میکرد و باهاشون صحبت میکرد ،اما حالا کسی بودش که از خودش بپرسه که حال خودش چطوره؟نه اگه هم چیزیش بود حرفی نمیزد و عادی جلوه میداد اما تو خوب میدونستی که سونگمین چشه . تو خوابی که از سونگمین دیده بودی این بود که دیگه نمیخواست ادامه بده و میخواست راه خودشه بره و در اخر هم همتون رو تنها گذاشت مخصوصا تو رو، چون هردوتون از همدیگه خوشتون میومد حستون دو طرفه بود . بلند شدی و سمت اتاقش رفتی و دیدی خوابیده و اروم پتو رو روی تنش جابه جا کردی و لب.شو اروم بوسیدی و از اتاق بیرون رفتی....
Jeongin: حدود چند ماهی میشد که از جونگین خوشت میومد و این موضوع رو فقط یا چان درمیون گذاشتی البته دقیقا از وقتی که متوجه شد تو ازش خوشت میاد باهات سرد رفتار میکرد و بهت اهمیت نمیداد وقتی این موضوع رو به چان گفتی چیزی نمیگفت چون خودش مطمئن بود که جونگین هم تو رو دوست داره و فقط به خاطر اینکه کمپانی شمارو ای همدیگه جدا نکنه اینجوری رفتار میکرد. تو و چان تقریبا تا دو صبح داشتین راجب این موضوع حرف میزدین که دیگه اخرای حرفاتون فقط اروم اروم گریه میکردی . رفتی سمت اتاقت و خوابیدی که دم صبح خواب دیدی که جونگین به خاطر تو تو روی کمپانی وایستاده و اونو اخراج کردن که با همچین خوابی بلند شدی و محکم در اتاقشو باز کردی که دیدی سرش تو گوشیه و گوشیو پرت کردی رفتی رو پاش نشستی و بغلش کردی
+ازت خوشم میاد یانگ جونگین
_منم همینطور تونفرنگي کوچولو
ENDDDD
(اه به من؟ دخترخانوم؟)
- ۶۱۶
- ۱۰ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط