غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتم

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتم
بغض ها خوردم ولی پیمانه ای کم داشتم

سوختم در خود هزاران بار تا فهمیده ام
در شب دلواپسی پروانه ای کم داشتم

مثلِ مجنونِ بیابانگرد گاهی در خودم
جستجو کردم.....دلِ دیوانه ای کم داشتم

خالیِ دستان ِ این دنیا به من فهمانده است
در مسیرِ زندگی دُردانه ای کم داشتم

بارِ سنگینی به دوشم می کشیدم سال ها
خسته بودم ، خسته بودم شانه ای کم داشتم.
دیدگاه ها (۲)

با دستهای خالی به دنیا آمده ایمبا دستهای خالی هم از دنیا خوا...

دیر فهمیدیم...حڪمت بازی قایم باشڪاین بود ڪهاگر چه میدانی ڪه ...

دعـــای امـــروز؛بالاترین آرزویم برایت این استکه حاجت دلت با...

" شانـــس..." نامِ مستعار خـــداست.."آنجا که . ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط