او می‌رود دامن‌کِشان،

او می‌رود دامن‌کِشان،
من، زهر تنهایی چِشان.
دیگر مپرس از من نشان،
کز دل، نِشانم می‌رَود!
دیدگاه ها (۱)

پر از اشکم , ولی میخندم . . . بـه قول فروغ کـه میگفت : شهام...

‌‌ا╅━━━┅═❂═┅┅──┄یه وقتایی،یه حرفایی،چنان آتیشت میزنهکه دوست ...

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان،دیگر مپرس از من نشان ...

ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود...وآن دل که با خود داش...

گفت : محبت کنراه دوری نمی رودگفتم ....برعکس ، محبت همه جا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط