باز در چهره

باز در چهرهٔ
خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و
در غربت دل
حسرت بوسهٔ هستی سوزت
دیدگاه ها (۱)

مانند یک قایق مرا با موج خود می بُرد عشقاما گمانم...

عطر موهایت قرار از شهر می گیرد بگودل ربودن را کدام عطار یادت...

#شعر_نو 🕊بر چار ستون تنم انگار تبر زدآن روز که بی‌باک شد و ح...

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 گفتم بهار 🌸 خنده زد و گفت: ای...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط