p
p¹⁴
---
قسمت ۱۴ : آغاز زندگی جدید
ویو ا/ت
با احساس نوازشی که روی گونه هام بود از خواب بیدار شدم چقد خوشحال بودم احساس میکردم دوباره زنده شدم چقد دیدنش حس کردنش آرامش بخشه
وی بیدار شدی
_ من که اصلا نمیخوابم پرنسس تو خوب خوابیدی
اوهوم ... چقد داشتنت حس خوبیه
_ جدی(لبخند)
اوهوم
خواستم بلند شم برم حموم که زیر دلم شدید درد گرفت که جیغی از دهنم بلند شد اما این بخاطر دیشب نبود چون.....صب کن ببینم امروز چندمه ...ای وای این تنها بدبختی که هیچ وقت تنهام نزاشته ولی بخاطرش باید خوشحال باشم
_ چی شد خوبی نکنه بخاطر...
حرفش نصف موند که گفتم ....
نه بخاطر عادت ماهانه است نگران نباش
_ آها خیل خب من میرم پایین تو هم هر کاری میخوای بکنی راحت باش کاری داشتی صدام کن
باش
بعد از این که رفت رفتم حموم و ی دوش ۳۰ مین گرفتم دل دردم کمتر شده بود ی لباس راحتی پوشیدم و موهامو با سشوار خشک کردم و یخورده حالت دادم روتین صبحم رو انجام دادم و رفتم پایین اما نمیدونم چرا ولی دلم ی تغییر میخواد دوست دارم قوی باشم از اینکه با ترس زندکی کنم خسته شدم من دیگه خودم باید از پس خودم بر بیام اما چجوری .....آها از وی میخوام نا سلامتی اون بدن برای چی گنده کرده تازه نشون گیریش که خیلی دقیقه قدرتش هم که زیاده پس عالیه همین امروز بهش میگم امیدوارم نه نیاره رفتم پایین که دیدم روی کاناپه نشسته و با لپتابش مشغوله اولش چون خیلی گشنم بود اصن هیچ چیز مهم نبود ی نون تست برداشتم روش نوتلا زدم و موز های اسلایس شده رو ریختم روش و چند تا گردو ریختم و نون تست رو روش گذاشتم (ترکیب مورد علاقه خودم خیلی خوبه امتحانش کنید😂) بعدش خوردم خیلی خوشمزه بود وقتی صبحانم تموم شد رفتم سمت وی هنوز سرش تو لپتاپ بود رفتم کنارش نشستم منتظر بدم ببینم کی کارش تموم میشه چون دوست نداشتم مزاحمش بشم همینجوری بهش زل زده بودم آخه چجوری میشه به این آدم لعنتی جذاب ، هات ، کیوت زل نزد
---
ویو وی
حواسم به لپتاپم بود که کارای شرکت رو میکردم که متوجه نشستن ا/ت کنارم نشدم که احساس کردم الاناس که دو تا چشم منو بخوره
_ خوردی منو با اون نگات
آخه خیلی جذابی من چیکار کنم که روی چشمام کنترل ندارم وقتی تو رو میبینم
_ کمتر لاس بزن
لاس نبود حقیقت بود البته اینم بگم وقتی برم جلوی آینه چشمام جز خودم کسی دیگه ای رو نمیبینه از بس که خوشگلم (از جین استفاده کردم ورژن دختر😂)
_ اوهوع اعتماد به سقف تو رو اگه کاکتوس داشت به جای تیغ الان زعفران داشت (ایرانی طوری شد😂)
هههه چقد تو بی مزه ای ....آها میخواستم بهت ی چیزی بگم
_ چی ؟؟
میرم سر اصل مطلب میخوام قوی بشم مثل تو دلم میخواد بتونم وقتی تو نیستی از خودم مراقبت کنم بهم یاد بده ی ورژن جدید از خودم بسازم میتونی اینکارو برام بکنی
_ الان تو جدی اگه تو اینو بخوای حتما ولی باید بدونی سختی هایی که باید بکشی فراتر از انتظارت میتونی از پسش بر بیای ؟؟
آره دیگه نمیخوام ی دختر ترسو و نازنازو باشم
_ خیلی خوب پرنسس از فردا شروع میکنم اول از همه باید روی آمادگی جسمانیت کار بشه خیلی ضعیفی متخصص اینکار رو برات سراغ دارم
کی؟!
_ جونگکوک بعدش ارتباط چشمی و احساسات که باید بتونی کنترلش کنی اینم کار شوگاس و بهترین بخشش استفاده از اسلحه است که کار خودم توی دو ماه به ورژنی تبدیل میشی که خودت باورت نشه(پوزخند)
ازت ممنونم وی (ذوق)
الانم میشه اگه کاری نداری بریم بیرون ی دوری تو شهر بزنیم فقط با ماشین
_ باش برو حاضر شو کار منم نیم ساعت دیگه تمومه
اوکی
ادامه دارد ....
منتظر باش!
حمایت ها بیشتر بشه پلیز🫠
---
قسمت ۱۴ : آغاز زندگی جدید
ویو ا/ت
با احساس نوازشی که روی گونه هام بود از خواب بیدار شدم چقد خوشحال بودم احساس میکردم دوباره زنده شدم چقد دیدنش حس کردنش آرامش بخشه
وی بیدار شدی
_ من که اصلا نمیخوابم پرنسس تو خوب خوابیدی
اوهوم ... چقد داشتنت حس خوبیه
_ جدی(لبخند)
اوهوم
خواستم بلند شم برم حموم که زیر دلم شدید درد گرفت که جیغی از دهنم بلند شد اما این بخاطر دیشب نبود چون.....صب کن ببینم امروز چندمه ...ای وای این تنها بدبختی که هیچ وقت تنهام نزاشته ولی بخاطرش باید خوشحال باشم
_ چی شد خوبی نکنه بخاطر...
حرفش نصف موند که گفتم ....
نه بخاطر عادت ماهانه است نگران نباش
_ آها خیل خب من میرم پایین تو هم هر کاری میخوای بکنی راحت باش کاری داشتی صدام کن
باش
بعد از این که رفت رفتم حموم و ی دوش ۳۰ مین گرفتم دل دردم کمتر شده بود ی لباس راحتی پوشیدم و موهامو با سشوار خشک کردم و یخورده حالت دادم روتین صبحم رو انجام دادم و رفتم پایین اما نمیدونم چرا ولی دلم ی تغییر میخواد دوست دارم قوی باشم از اینکه با ترس زندکی کنم خسته شدم من دیگه خودم باید از پس خودم بر بیام اما چجوری .....آها از وی میخوام نا سلامتی اون بدن برای چی گنده کرده تازه نشون گیریش که خیلی دقیقه قدرتش هم که زیاده پس عالیه همین امروز بهش میگم امیدوارم نه نیاره رفتم پایین که دیدم روی کاناپه نشسته و با لپتابش مشغوله اولش چون خیلی گشنم بود اصن هیچ چیز مهم نبود ی نون تست برداشتم روش نوتلا زدم و موز های اسلایس شده رو ریختم روش و چند تا گردو ریختم و نون تست رو روش گذاشتم (ترکیب مورد علاقه خودم خیلی خوبه امتحانش کنید😂) بعدش خوردم خیلی خوشمزه بود وقتی صبحانم تموم شد رفتم سمت وی هنوز سرش تو لپتاپ بود رفتم کنارش نشستم منتظر بدم ببینم کی کارش تموم میشه چون دوست نداشتم مزاحمش بشم همینجوری بهش زل زده بودم آخه چجوری میشه به این آدم لعنتی جذاب ، هات ، کیوت زل نزد
---
ویو وی
حواسم به لپتاپم بود که کارای شرکت رو میکردم که متوجه نشستن ا/ت کنارم نشدم که احساس کردم الاناس که دو تا چشم منو بخوره
_ خوردی منو با اون نگات
آخه خیلی جذابی من چیکار کنم که روی چشمام کنترل ندارم وقتی تو رو میبینم
_ کمتر لاس بزن
لاس نبود حقیقت بود البته اینم بگم وقتی برم جلوی آینه چشمام جز خودم کسی دیگه ای رو نمیبینه از بس که خوشگلم (از جین استفاده کردم ورژن دختر😂)
_ اوهوع اعتماد به سقف تو رو اگه کاکتوس داشت به جای تیغ الان زعفران داشت (ایرانی طوری شد😂)
هههه چقد تو بی مزه ای ....آها میخواستم بهت ی چیزی بگم
_ چی ؟؟
میرم سر اصل مطلب میخوام قوی بشم مثل تو دلم میخواد بتونم وقتی تو نیستی از خودم مراقبت کنم بهم یاد بده ی ورژن جدید از خودم بسازم میتونی اینکارو برام بکنی
_ الان تو جدی اگه تو اینو بخوای حتما ولی باید بدونی سختی هایی که باید بکشی فراتر از انتظارت میتونی از پسش بر بیای ؟؟
آره دیگه نمیخوام ی دختر ترسو و نازنازو باشم
_ خیلی خوب پرنسس از فردا شروع میکنم اول از همه باید روی آمادگی جسمانیت کار بشه خیلی ضعیفی متخصص اینکار رو برات سراغ دارم
کی؟!
_ جونگکوک بعدش ارتباط چشمی و احساسات که باید بتونی کنترلش کنی اینم کار شوگاس و بهترین بخشش استفاده از اسلحه است که کار خودم توی دو ماه به ورژنی تبدیل میشی که خودت باورت نشه(پوزخند)
ازت ممنونم وی (ذوق)
الانم میشه اگه کاری نداری بریم بیرون ی دوری تو شهر بزنیم فقط با ماشین
_ باش برو حاضر شو کار منم نیم ساعت دیگه تمومه
اوکی
ادامه دارد ....
منتظر باش!
حمایت ها بیشتر بشه پلیز🫠
- ۳.۸k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط