دیوارنگاره پر نگاره بخش دوم مردان۱
دیوارنگاره پر نگاره بخش دوم مردان۱
در نویسه قبلی اشارهای داشتم به دیوارنگاره ای که در یک دانشگاه دیده بودم و به برخی اِلِمانهای تصویری که به ابزارهای رسم هندسی مربوط بود میپرداخت. در این بخش میخواهم به عناصر انسانی این دیواره البته ناحیه سمت راست آن بپردازم. در اینجا تعدادی #چهره انسانی به همراه برخی #موجودات_غیرعادی و بیشتر داستان گونه حضور دارند. با قدری دقت میتوان نوشتههایی را هم دید که توصیف کننده این پیکرهها هستند.
در ابتدا به چهرههای حجیم میپردازم. نخستین چهره #یک_سر_و_دو_گوش بالداری است که با لبخندی از کنار کوه #گونیا گون، به صحنه مینگرد. ظاهرا هیچ مشخصه شناخته شدهای ندارد ولی به نظر نگارنده تجسم یکی از مدرسان سابق این دانشگاه بوده است. زیر پاهای لاغر این موجود، پیکر عظیم و #غول مانند با دهان و چشمانی که از آنها بهت و ناباوری موج میزند دیده میشود. این موجود به حالت #چهارپا قرار گرفته و گویا لباسی بر تن دارد که در ناحیه زانوان دستانش پینه دارد. دستان موجود، دهها انگشتی است و ترکیبی #اره گونه دارد. روی لباس چسبیده به تنش عبارت "العمل پویا قلیپور" نقش بسته است. درست در کنار این پیکره، فیلی ایستاده که چهرهاش به صورت نیمرخ دیده میشود. در فضای محدود بین فیل و غول، دستی قلمو بر دست، قرار دارد که گویا هنوز در حال نگارگری است؛ اما تنگی فضا بشدت محدودش کرده. در کنار فیل #اورنگ سلطانی دیده میشود که روی آن مردی با #ریش بلند و #سبیل تاب داده، عینک بر چشم و #تاج برسر نشسته است و با میکروفنی که روبرویش قرار دارد و حرکات دستانش گویا #سخنرانی میکند. انتهای سیم میکروفن به گردن فیل چسبیده و چنین مینماید که فیل نقش بلندگو را دارد. روی لباس این مرد عبارت"الرئیس انسیتو" نوشته شده و هیبت و موقعیت آن هم گویای نوعی #ریاست است! اما تاج سر او چیزی جز #ظرف_بستنی به همراه جفتی #گیلاس بیش نیست. پایین اورنگ یک #پنگوئن هم کشیده شده که انگار خود جزوی از پایه اورنگ است! در انتهای سمت راست تصویر مردی درشت اندام #چمباتمه زده که لباس و آرایش چهرهاش امروزی است. روی بدن او عبارت "العمل حسین امیر اکبری" نوشته شده است. او لباسی آستین کوتاه بر تن دارد و دست راستش به سمت پشت اورنگ متمایل است؛ گویی اورنگ را از پشت نگاه داشته است. در پایین پای مرد و در کناره اورنگ چهار پیکره کوچکتر دیده میشود. یکی از آنها کلاهی قاجاری بر سر دارد؛ دیگری نیمرخ ایستاده و گویا دارد با شخصی در برابرش بحث میکند؛ پشت سرش مردی مسن با کلاه و پوششی قدیمی روبرو به بیننده دیده میشود که بر ابر بالای سرش عبارت "مولانا" نقش بسته است. چنین مینماید که پیرمرد پرچمی را نگاه داشته است. روی #پرچم واژه #معماری درج شده و در هوا تکان میخورد!
اما چهارمین شخصیت ریزجثه مردی است که کلاه لبه دار برسر دارد و لباسی بلند مانند پالتو بر تن کرده است. این یکی به جای دو دست سه دست دارد و دست سومش از میانه ساعد دست راستش روییده است! پالتوی بلند تمام حجم پاهایش را پوشانده و فقط میتوان کفشهایش را دید. اما کفشهایی که در زیر پالتو میبینیم چهار عدد هستند!
برداشت من از این بخش دیوار نگاره اشاره طراح(ان) به کسانی است که در بخش "معماری" آموزش میدهند. در نویسه قبلی هم به کوههای گونیا شکل و نقاله نعرهزن اشاره کردم که هر دو ابزار رسم هستند. در نویسه بعدی بخش دیگری از دیوارنگاره را شرح میدهم.
در نویسه قبلی اشارهای داشتم به دیوارنگاره ای که در یک دانشگاه دیده بودم و به برخی اِلِمانهای تصویری که به ابزارهای رسم هندسی مربوط بود میپرداخت. در این بخش میخواهم به عناصر انسانی این دیواره البته ناحیه سمت راست آن بپردازم. در اینجا تعدادی #چهره انسانی به همراه برخی #موجودات_غیرعادی و بیشتر داستان گونه حضور دارند. با قدری دقت میتوان نوشتههایی را هم دید که توصیف کننده این پیکرهها هستند.
در ابتدا به چهرههای حجیم میپردازم. نخستین چهره #یک_سر_و_دو_گوش بالداری است که با لبخندی از کنار کوه #گونیا گون، به صحنه مینگرد. ظاهرا هیچ مشخصه شناخته شدهای ندارد ولی به نظر نگارنده تجسم یکی از مدرسان سابق این دانشگاه بوده است. زیر پاهای لاغر این موجود، پیکر عظیم و #غول مانند با دهان و چشمانی که از آنها بهت و ناباوری موج میزند دیده میشود. این موجود به حالت #چهارپا قرار گرفته و گویا لباسی بر تن دارد که در ناحیه زانوان دستانش پینه دارد. دستان موجود، دهها انگشتی است و ترکیبی #اره گونه دارد. روی لباس چسبیده به تنش عبارت "العمل پویا قلیپور" نقش بسته است. درست در کنار این پیکره، فیلی ایستاده که چهرهاش به صورت نیمرخ دیده میشود. در فضای محدود بین فیل و غول، دستی قلمو بر دست، قرار دارد که گویا هنوز در حال نگارگری است؛ اما تنگی فضا بشدت محدودش کرده. در کنار فیل #اورنگ سلطانی دیده میشود که روی آن مردی با #ریش بلند و #سبیل تاب داده، عینک بر چشم و #تاج برسر نشسته است و با میکروفنی که روبرویش قرار دارد و حرکات دستانش گویا #سخنرانی میکند. انتهای سیم میکروفن به گردن فیل چسبیده و چنین مینماید که فیل نقش بلندگو را دارد. روی لباس این مرد عبارت"الرئیس انسیتو" نوشته شده و هیبت و موقعیت آن هم گویای نوعی #ریاست است! اما تاج سر او چیزی جز #ظرف_بستنی به همراه جفتی #گیلاس بیش نیست. پایین اورنگ یک #پنگوئن هم کشیده شده که انگار خود جزوی از پایه اورنگ است! در انتهای سمت راست تصویر مردی درشت اندام #چمباتمه زده که لباس و آرایش چهرهاش امروزی است. روی بدن او عبارت "العمل حسین امیر اکبری" نوشته شده است. او لباسی آستین کوتاه بر تن دارد و دست راستش به سمت پشت اورنگ متمایل است؛ گویی اورنگ را از پشت نگاه داشته است. در پایین پای مرد و در کناره اورنگ چهار پیکره کوچکتر دیده میشود. یکی از آنها کلاهی قاجاری بر سر دارد؛ دیگری نیمرخ ایستاده و گویا دارد با شخصی در برابرش بحث میکند؛ پشت سرش مردی مسن با کلاه و پوششی قدیمی روبرو به بیننده دیده میشود که بر ابر بالای سرش عبارت "مولانا" نقش بسته است. چنین مینماید که پیرمرد پرچمی را نگاه داشته است. روی #پرچم واژه #معماری درج شده و در هوا تکان میخورد!
اما چهارمین شخصیت ریزجثه مردی است که کلاه لبه دار برسر دارد و لباسی بلند مانند پالتو بر تن کرده است. این یکی به جای دو دست سه دست دارد و دست سومش از میانه ساعد دست راستش روییده است! پالتوی بلند تمام حجم پاهایش را پوشانده و فقط میتوان کفشهایش را دید. اما کفشهایی که در زیر پالتو میبینیم چهار عدد هستند!
برداشت من از این بخش دیوار نگاره اشاره طراح(ان) به کسانی است که در بخش "معماری" آموزش میدهند. در نویسه قبلی هم به کوههای گونیا شکل و نقاله نعرهزن اشاره کردم که هر دو ابزار رسم هستند. در نویسه بعدی بخش دیگری از دیوارنگاره را شرح میدهم.
- ۶۰
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط