صبح چون می آید از نو مست و شیدا می شوم

صبح چون می آید از نو مست و شیدا می شوم

باز در ایوان چشمان تو پیدا می شوم

می کشم خورشید را پایین که تو شمس ام شوی
من که مجنونم پس از این پاک رسوا می شوم

صبحتون عاشقانه
┄┉❈ 🌸
🌸 ❈┉┄
دیدگاه ها (۱۵)

چقدر دلپذیر استوقتی در مقابل کسی که میخواهد تو را عصبانی کند...

"محبت اگرگل است"برایتان باغ میفرستم "محبت اگراشڪ است"برایتان...

دریای دلت را که به خدا بسپاریدر طوفانی ترین روزها همآرامش عم...

لذت آنچه را که امروز داریبا آرزوی آنچه نداری خراب نکن روزهای...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

ریشه در خاک - فریدون مشیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط