Part

Part2
عشق به طعم درد

رسیدیم به خونمون در باز کردم خاطره هایی خوبی از این خونه نداشتم اصلا کلا من خاطره خوبی ندارم و همش غم غصه بوده

دریخچال باز کردم بجز نون داخلش هیچی نبود یک تیکه نون ورداشتم و روپله ها نشستم و شروع کردم به خوردن همنجور که میخوردم گریه میکردم و دلم به حال خودم میسوخت

گوشیم زنگ خورد با دیدن اسم وکیل لبخند کمرنگی زدم و جواب دادم

-الو سلام اتشین
_سلام اقای وکیل خوبین
-خوبم زنگ زدم یک خبر خوب بهت بدم
_چی خبری؟
-از قاضی برات ۵۰ روز وقت گرفتم که بتونی رضایت طرفین بگیری
_خب من که ادرسشون ندارم و بعدشم اگر رضایت ندادن چی؟
-ادرس که پیدا کردم و برات میفرستم توهم باید سعی تلاشتون بکنی که رضایت بگیری ازشون
_ممنون اقا وکیل امیدوارم یک روز بتونم تمام این محبت هاتون جبران کنم
-جبران نمخواد همینه که تو خوشحال باشی بسه الانم برات ۲ میلیون واریز کردم برای خونه چیزی بخر تا بعد


بعد از کلی تشکر تلفن قطع کردم به ادرس نگاه کردم بالاشهر بود و خدا بخیر کنه با این ادم پولدار ها

-------------

بهتین

بالایی سر قبر دخترکم و زنم نشسته بودم ۴۰ روز بود که از پیشم رفته بودن زنم بعد از مرگ دخترم خودکشی کرد و دوتاشون از دست دادم
بارون میومد خیس اب شده بود کارم شده بود از صبح تا شب نشستن کنار قبرشون

کامران:داداش پاشو دیگه هوا داره تاریک میشه هواسرده شده

کامران کافشن چرمم روی شانم هام انداخت

بهتین:نمیرم الان شبنم الناز زیر خاک ها خوابیدن اون زیر سرده من برم خونه

مادرم به سمتم امد و سرمو رو سینش گذاشت

_الهی من دورت بگردم مادر دردت به جونم اون هام اذیت میشن تو ۴۰ روز کارت شده گریه اینجا امدن دخترت ناراحت میشه باباش اینجوری
بهتین:دلم براشون تنگ شده مامان
_الهی باعت بانیش بمیره داغ بچه بیبینه اونم که نوه دخترمو ازم گرفت

با کمک داداشم کامران نشستم تو ماشین راه افتادیم سیگارمو روشن کردم و پنجره رو دادم پایین بارون میومد و سرد

کامران:داداش پنجره رو بده بالا سرده
بهتین:هیچ چیزو رو حس نمکنم کامران
دیدگاه ها (۲)

رمان قشنگ بود یا یکی دیگه بنویسم ژانرش انتقامی خلافکاری اینا...

part1پاهامو تکون میدادم و ناخون هامو میجویدم چشم دوخته بودم ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟓"نامجون یه هتل خوب رزرو کن یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط