داشتم فکر میکردم شاید اصلا برای همین است که هیچ وقت به هی

داشتم فکر میکردم شاید اصلا برای همین است که هیچ وقت به هیچ کسی قول همیشه ماندن نداده ام...
انگار که من
فقط می توانم
از دور آدم هارا دوست داشته باشم!
مثلا

از دور مراقبت باشم...
از دور نگاهت کنم....
از دور......
به دل نگیر!
میبینی که دور خودم دیوار چیده ام، و از هرکسی که بخواهد این مرز را رد کند بیشتر فاصله میگیرم!
من میترسم!
جایی در پس ذهنم، میترسم که پایم را از این دوست داشتن فراتر بگذارم...
انگار رنج نرسیدن را به تلخی جدایی ترجیح داده ام!

با این حال
بگذار هرکسی کار خودش را بکند
تو راهت را بگیر و برو...
.
.
پ.ن: اوهوم😊 😅
دیدگاه ها (۳)

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

مرد بی رحم

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 54پاهاش رو بهم نزدیک...

Custom bride part : 11

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

انگار که منفقط می توانماز دور آدم هارا دوست داشته باشم!مثلاا...

داشتم فکر میکردم شاید اصلا برای همین است که هیچ وقت به هیچ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط