پارت۱۴:

پارت۱۴:
سوجون:وایییی چه پدر خوبی.
سومی : ارع بعد حالا خودش.
نیلیکا: باهاش درست صحبت کنید.
یونجون: هنوز ازش دفاع میکنی؟
سومی: درک کن خب معلومه دفاع می‌کنه دوستش داشته و دوست پسرش بوده.
یونجون اومد سمتم بغلم کرد و گفت....
یونجون: معذرت می‌خوام عصابم خورد بود.
نیلیکا: مهم نیست بیایین بازی😁
همه دور هم جمع شدن شروع کردیم به بازی


ببخشید کوتاه شد تا شب پارت های طولانی میزارم
دیدگاه ها (۵)

رمان تو خود منی

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

چند پارتی جونگ کوک

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

I'm not jealous part 44_اگه بگم اره تا آخرش پیش میری؟خودمون ...

{من عاشق دشمنم شدم}پارت پنجم ویو جانگ هوسوک -حالا میتونید بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط