آخــرین بــــــــار کــافه چــی سراغت را از من گـــرفت

آخــرین بــــــــار کــافه چــی سراغت را از من گـــرفت

گفــتم : پــــی زنـــــــدگی اش رفـتـــــه

لبخنــــدی زد و گفـــت :

امـــا شمـــا هنــوز اینجــا مـــی آیــــیــد . . .
دیدگاه ها (۴)

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت چهارم: «این بار نمی‌رم»اون شب اِم...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۴ روز بارانی بود.تهیونگ وارد کارگاه شد....

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

پارت ۷ #پشت غرورتاما هنوز به خیابون خیره شده بود.ماشین دیگه ...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جیمین مدت زیادی بود خانه نبود.او یکی ...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط