3 روی زمین. او از پشت پنجره مرا صدا می‌زد که بیا آب آورده

3 روی زمین. او از پشت پنجره مرا صدا می‌زد که بیا آب آورده‌ام.
اعتنایی نکردم. دیدم لحن صدایش فرق می‌کند و دارد گریه می‌کند و می‌گوید: بیا که آب آورده‌ام.
او مرا قسم می‌داد به حق فاطمه زهرا (س) که آب را از دستش بگیرم.
عراقی‌ها هیچ‌وقت به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) قسم نمی‌خوردند. تا نام مبارک حضرت فاطمه (سلام الله علیها )را برد، طاقت نیاوردم. سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می‌گوید: «بیا آب را ببر! این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند».
همین‌طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم. لیوان دوم و سوم را هم آورد. یک مقدار حال آمدم. بلند شدم. او گفت: به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن! گفتم: تا نگویی جریان چی هست، حلالت نمی‌کنم.
گفت: دیشب، نیمه‌شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت: چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا(س) شرمنده کردی. الان حضرت زهرا(س) را در عالم خواب زیارت کردم. ایشان فرمودند: به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده‌ای را به دست بیاور گرنه همه شما را نفرین خواهم کرد.

حماسه‌های ناگفته(به روايت
دیدگاه ها (۷)

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری تبیین کرد؛ پنج شاخص یاری ولی خدا با الهام از سیره حضرت معصومه(س)

ویدئوکلیپ؛ آمده در شهر قم آیینه زهرا نما؛ گل‌آرایی ضریح به مناسبت روز ورود حضرت معصومه(س)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

شعر؛ قدم رنجه کردی بسامان عشق

بسم الله الرحمن الرحیم پیام تسلیت به مناسبت سالروز وفات حضرت...

السلام علی المهدی عج

⭕️پرسش: آیا به دست گرفتن تسبیح، ریشه روایی دارد؟🔸در احادیث، ...

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه تسلیت ثواب ز...

آیت‌الله سعیدی: مسئولان نسبت به فراهم کردن زیرساخت‌های زیارتی توجه ویژه داشته باشند

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط