به خواب از آن نرود

به خواب از آن نرود
چشم خسته‌ام تا صبح
که همچو مرغ شب
افسانه گوی خویشتنم

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
دیدگاه ها (۳)

پدرم نیست ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

فیک جونگکوک

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط