غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات
تا بخوانی و بگویی: به فدای غزلات

غزلی مثل تو شیرین غزلی مثل تو شاد
مثل چشمای قشنگت تو شب رقص نگات

غزلی سبز و صمیمی غزلی نرم و لطیف
مثل ابریشم دستات مثل آهنگ صدات

غزلی مثل غزل های جوانی خودم
با همان وزن ملیح فعلاتن فعلات

گفتم و از لب این پنجره دادم به نسیم
و پراکنده شدن توی هوا این کلمات:

"دوستت دارم" و "من عاشقتم" "قلب منی"
"بی تو می میرم" و "دلبندم" و "جانم به فدات"

واژها مثل پرنده پر زدن تا بشینن
نرم و آهسته کنار یکی از پنجره هات

واژه ها منتظرن پنجره رو باز کنی
تا بریزن تو اتاقت بریزن رو دست و پات..
دیدگاه ها (۰)

بدون شرح

کاش یه تاریخی رو بهمون نشون بدنبگن از اون روز به بعد دیگه هی...

#سیسمونی مردم ما سمفونی درد است 😔💔عبورشیر زن #لـر وکودک شیرخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط