*گل یخ*

*گل یخ*
*فرشته*
جلو آینه خودمو نگاه کردم وای چقدر لباسم خوشگل بود کوتاه وسفید یه چرخ خوردم در به شدت باز شد
متعجب محمد رو نگاه کردم بعدم زن عمو که رنگش پریده بود
- چی شده محم.....
صورتم آتیش گرفت دستامو گرفتم جلو صورتم که پر خون شده بود
- چیکار می کنی محمد مگه دیونه شدی ...بگو چی شده ....محمد
از پشت موهام گرفت وپرتم کرد طرف اتاق پرو وگفت : برو بیرون مامان ...همش تقصیر شماست
زن عمو با گریه گفت : بگو چه غلطی کردیم ...محمد دست به اون دختر زدی خودت می دونی اون دفه دیدی چیکارش کردی ...محمد
زن عمو می زد تو در می دونستم این بار دیگه جونمو می گیره دستمو جلوم گرفتم وبا گریه گفتم : بخدا من کاری نکردم محم....
- چرا دروغ میگی هان چرا دروغ میگی...تو کی رفتی بیرون
کپ کردم دوبار بازن عمو رفتم تا سر خیابون که یه خرازی بود
- دیدی مقصری ...اون دفه گفتم چی .
- غلط کردم محمد تورو ...
به موهام چنگ زد جیغ کشیدم با پشت دست زد تو صورتم گفت : چرا فکر می کنم تو بچه ای چرا انقدر احمقم .چطوری دلبری کردی اون آشغال میگه هان تو چشاش نگاه کردی ...جوابمو بده .
- به خدا ...
دوباره زد تو دهنم وگفت: اسم خدا رو نیار
- محمد...جون هر کی دوست داری ولم کن ...محمد .
موهام داشت از ریشه کنده می شد
- تو که بابات انقدر حرف از اعتقادات می زنه بهت یاد نداده نباید موهات بندازی بیرون
- مح......
- خفه شو خفه شو
بردم طرف حمام وگفت : زود باش صورتتو بشور
موهام رها کرد زن عمو داشت در می زد محمد رفت در رو باز کرد صداشوشنیدم گفت : برو بیرون مامان کاریش ندارم اونم درم ببند
در رو بست قفل کرد از ترس داشتم می مردم دیگه می خواست چیکار کنه حتما می خواست منو بکشه
با اخم نگام کرد گفت : این لباستو در بیار
- باشه
- حالا
متعجب نگاش کردم اومد طرفم جیغ کشیدم ولی برعکس تصورم سرمو خم کرد وزیپ پشت لباسو باز کرد
- محمد غلط کردم‌
- صدبار غلط کردی .خفه شو صداتو نشنوم....
گریه می کردم سرم داد زد وگفت : خفه شو گریه کنی خونتو می ریزم اینو جدی میگم
چشای وحشیش که دروغ نمی گفت
دیدگاه ها (۵)

*گل یخ**فرشته*انقدر سرم درد می کرد وگریه کرده بودم چشام باز ...

از زیبایی های شب .بام تهران ۲۲:۴۱ شب

*گل یخ**محمد*فرشته همچین چسبیده بود به مامان بزرگ خندم گرفته...

*گل یخ* *فرشته*خسته از بافتنی میله ها رو گذاشتم دم غروب بود ...

سناریو عشق من پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط