اجازه هست بگویم: سلام ! حال شما ؟

اجازه هست بگویم: سلام ! حال شما ؟
که باز وصل شود سیم اتصال شما
اجازه هست بگویم که باز دخترکی
نشسته بین ورق های آس فال شما ؟

سلام خوب ترین اتفاق ناممکن
که آتشم زده دریاچه ی خیال شما !

ببخش حضرت آقا ! ولی فقط یک بار
بگو نبودن من در دل زلال شما ،

به درد خورد ؟ دوای جنونتان شده است ؟
رسیده شد رطب اشتیاق کال شما ؟

زیاده عرض ندارم ؛ خدا نگه دارت ؛
و بهترین نفس عاشقانه مال شما !
دیدگاه ها (۲)

صبح دمی که برکنم،دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشنا...

عنوان: درویش تهی دستدرویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زن...

امروز......امروز است ، امروز جاودانه است و امروز ..... زیبات...

صبح دمی که برکنم،دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط