عشق واقعی
عشق واقعی
پارت ۱٠
ویو ات:
اماده شدم که با کوک بریم دانشگاه که......
دیدم اون اماده نشسته و درگیر کراواتش بود رفتم سمتش و کراواتش رو بسام براش
کوک: اخ قربونت بشم من عشقم
ات: خدا نکنه عشقم
رفتم اماده شدم و یه تینت زدم و یه ضدآفتاب و با کوک راه افتادیم سمت دانشگاه چون دانشگاه نزدیک بود با ماشین نمیرفتیم به بعد ربع ساعت رسیدیم و وارد حیاط دانشگاه شدیم امروز رو اول دانشگاه هست و متوجه دانشجو های سال اولی شدم که چطور هیز به کوک نگاه میکنن به کوک نگاه کردم
ات: عشقم بریم پیش بچه ها
کوک: باشه
ویو ادمین:
ات و کوک باهم رفتن پیش لونا سوجین و تهیونگ و جیمین باهم شروع کردن به حرف زدن که لونا گفت
لونا: یه دانشجو جدید داریم همسن مائه و داخل کلاسمونه
ات: معلومه پیک میه ولی خوبه که کوک کنار منه
کوک: حتی اون کنارم بشینه هم نگاهش هم نمیکنم
ات: عاشقتم
نانسی اومد (همون پیک میه جدید) سمت انها و با عشوه کنار کوک وایساد
نانسی: سلام پسرا من نانسیم
جیمین: دختر هم هستا
نانسی: هوف مهم نیست مهم اینه که سه تا پسر جذاب اینجا وایسادن
ات: و هر سه تا پسر هم دوست دختر دارن
نانسی: اوه ولی من که نمیبینم
ات: پس کوری، کوک عشقم بیا بریم سر کلاس
کوک: باشه قربونت بشم
ویو ادمین:
دخترک با عشقش داشت به سمت کلاس حرکت میکرد که........
پارت ۱٠
ویو ات:
اماده شدم که با کوک بریم دانشگاه که......
دیدم اون اماده نشسته و درگیر کراواتش بود رفتم سمتش و کراواتش رو بسام براش
کوک: اخ قربونت بشم من عشقم
ات: خدا نکنه عشقم
رفتم اماده شدم و یه تینت زدم و یه ضدآفتاب و با کوک راه افتادیم سمت دانشگاه چون دانشگاه نزدیک بود با ماشین نمیرفتیم به بعد ربع ساعت رسیدیم و وارد حیاط دانشگاه شدیم امروز رو اول دانشگاه هست و متوجه دانشجو های سال اولی شدم که چطور هیز به کوک نگاه میکنن به کوک نگاه کردم
ات: عشقم بریم پیش بچه ها
کوک: باشه
ویو ادمین:
ات و کوک باهم رفتن پیش لونا سوجین و تهیونگ و جیمین باهم شروع کردن به حرف زدن که لونا گفت
لونا: یه دانشجو جدید داریم همسن مائه و داخل کلاسمونه
ات: معلومه پیک میه ولی خوبه که کوک کنار منه
کوک: حتی اون کنارم بشینه هم نگاهش هم نمیکنم
ات: عاشقتم
نانسی اومد (همون پیک میه جدید) سمت انها و با عشوه کنار کوک وایساد
نانسی: سلام پسرا من نانسیم
جیمین: دختر هم هستا
نانسی: هوف مهم نیست مهم اینه که سه تا پسر جذاب اینجا وایسادن
ات: و هر سه تا پسر هم دوست دختر دارن
نانسی: اوه ولی من که نمیبینم
ات: پس کوری، کوک عشقم بیا بریم سر کلاس
کوک: باشه قربونت بشم
ویو ادمین:
دخترک با عشقش داشت به سمت کلاس حرکت میکرد که........
- ۹.۹k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط