باید یکی باشد ...

باید یکی باشد ...
یکی که دزدانه نگاهش کنی
دزدانه راه رفتنش را بپایی
در حضورش طعمِ تلخیِ قهوه ات را نفهمی

باید یکی باشد ...
که وقتی دلت برای مداد رنگی های کودکی ات تنگ شد ،
به ناخن هایش خیره شوی و سوار بر رنگین کمانی به کودکی ات سفر کنی

باید یکی باشد ...
یکی که حصارِ تنهایی ات را بر هم زند و به تو بگوید که دوستَت دارم

آدم است دیگر
و آدمی به همین دوستَت دارم هاست که زنده است...
دیدگاه ها (۳)

عکست را با خودم دارمهمراه صدای ضبط شده ات،و هر روزبه انجمن ه...

#داستان_امشب...️مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه سال...

این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم؟یعنی طو باور می کنی؟شمرده ا...

بعضی روزها هیچ شنبه اند !بی هیچ شعریهیچ قراری و هیچ دیداری ....

مردی در ساحل...[پارت دهم]نسیم شبانه آرام‌تر شده بود.موج‌ها ه...

وقتی عضو هشتمی و...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند روزی گذشته بود…اما دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط