اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
خلاصه رفتن لباس عروس و حلقه نامزدی و
..خریدن یکم دور دور رفتن
بعد از اینکه کارشون تموم شد کوک ا/ت
رو رسوند درخو نش
مکالمه ا/ت و کوک
+خب بابت همه چی ممنون خیلی خوش گذشت
-خواهش میکنم
+خدانگهدار
-وایسا
+بله
-شمارت رو بهم بده
+شماره منو میخوای چیکار
-شماره زنم رو نباید داشته باشم
+اها خب بنویس....... 09 تموم شد
-فعلا میبینمت جوجه
+وقتی گفت جوجه قند تو دلم اب شد فک کنم
عاشقش شدم نه ا_ت خودتو کنترل کن
بدونه اینکه منتظر جوابی از من باشه
گذاشت رفت کثافت
رفتم سمت در خونه کلیدو داخل قفل چرخ دادم(نمیدونستم چجوری بنویسم )😅
وقتی وارد خونه شدم پدرم رو دیدم یا امام هشتم
حتما الان خیلی از دستم عصبانیه
همینجوری داشتم پدرم رو نگاه می کردم
که گفت نمیدونم علامتش چی بود ÷
÷ای هرزه تا الان کجا بودی
+به تو چه که کجا بودی
+اومد جلو موهامو جوری گرفت که دیگه احساس شون
نمیکردم
÷پس برای من بلبل زبونی میکنی
+با کوک رفته بودم خرید عروسی
÷ساعت 10 رفته بودید خرید عروسی اره
+تو از کجاااا خبر داری
÷دیگه من همه چیز و میدونم دختره هرزه
+نذاشت صحبت کنم که موهامو ول کرد
جوری که افتادم زمین اومد
و شروع کرد به کتک زدنم
کار همیشگیش این بود
]نکته ساعت 4 بود داشت تا ساعت 5 ا/ت رو کتک میزد ]
پارت 14
خلاصه رفتن لباس عروس و حلقه نامزدی و
..خریدن یکم دور دور رفتن
بعد از اینکه کارشون تموم شد کوک ا/ت
رو رسوند درخو نش
مکالمه ا/ت و کوک
+خب بابت همه چی ممنون خیلی خوش گذشت
-خواهش میکنم
+خدانگهدار
-وایسا
+بله
-شمارت رو بهم بده
+شماره منو میخوای چیکار
-شماره زنم رو نباید داشته باشم
+اها خب بنویس....... 09 تموم شد
-فعلا میبینمت جوجه
+وقتی گفت جوجه قند تو دلم اب شد فک کنم
عاشقش شدم نه ا_ت خودتو کنترل کن
بدونه اینکه منتظر جوابی از من باشه
گذاشت رفت کثافت
رفتم سمت در خونه کلیدو داخل قفل چرخ دادم(نمیدونستم چجوری بنویسم )😅
وقتی وارد خونه شدم پدرم رو دیدم یا امام هشتم
حتما الان خیلی از دستم عصبانیه
همینجوری داشتم پدرم رو نگاه می کردم
که گفت نمیدونم علامتش چی بود ÷
÷ای هرزه تا الان کجا بودی
+به تو چه که کجا بودی
+اومد جلو موهامو جوری گرفت که دیگه احساس شون
نمیکردم
÷پس برای من بلبل زبونی میکنی
+با کوک رفته بودم خرید عروسی
÷ساعت 10 رفته بودید خرید عروسی اره
+تو از کجاااا خبر داری
÷دیگه من همه چیز و میدونم دختره هرزه
+نذاشت صحبت کنم که موهامو ول کرد
جوری که افتادم زمین اومد
و شروع کرد به کتک زدنم
کار همیشگیش این بود
]نکته ساعت 4 بود داشت تا ساعت 5 ا/ت رو کتک میزد ]
پارت 14
- ۱۴.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط