از پله های یک ساختمان بلند بالا رفتم

از پله های یک ساختمان بلند بالا رفتم
حتی فکر برگشت خسته ام می کرد!
تو چطور از اینهمه “دوست داشتن” برگشتی!؟
دیدگاه ها (۰)

فرض کنبعد از مرگتخدا بپرسد:“خب، بهشت چطور بود؟!”

اگر همه ياد بگيريم و روزى يک آشغال از روى زمين برداريم؛خدا ه...

پیراهنتدر باد تکان میخورد،این تنها پرچمی ستکه دوستش دارم!

فروشگاه ماه

اشتباه من این بودکه همیشه برای سفت نگه داشتن رابطم با اونایی...

(وقتی به اون یه نفر تو زندگیم فکر می کنم و می فهمم اون حتی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط