آتشی در سینه دارم جاودانی

آتشی در سینه دارم جاودانی

عمر من مرگی‌ست نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم

بیش از این من طاقت هجران ندارم

کی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری

شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نوگلی زیبا بود حسن و جوانی

عطر آن گل رحمت است و مهربانی

ناپسندیده بود دل شکستن

رشته‌ی الفت و یاری گسستن

کی کنی ای پری، ترک ستمگری

می‌فکنی نظری آخر به چشم ژاله‌بارم

گر چه ناز دلبران دل تازه دارد

ناز هم بر دل من اندازه دارد

هیچ‌گه ترحمی نمی‌کنی بر حال زارم

جز دمی که بگذرد که بگذرد از چاره کارم

دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما

آن زمان که برکشد گیاه غم سر از مزارم
دیدگاه ها (۳)

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی ♫♪♭رح...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی ♫♪♭رح...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر ِ من مرگیستنامش زندگانیرحمتی ک...

‌آتشی در سینه دارم جاودانی؛ عمر من مرگیست، نامش زندگانیرحمتی...

آتشی در سینه دارم جاودانیعمر من مرگی است نامش زندگانیرحمتی ك...

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگیست نامش زندگانی رحمتی ک...

دانلود کتاب در حصار ندامت - نویسنده اشرف اسدی

دانلود مجله زن روز - شماره 470 - 31 فروردین 1353

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط