هرگز شب را باور نکردم ، چرا که در فراسوی دهلیزش

به امید دریچه ای دل بسته بودم ..

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

اورگیمدن خبر آلسان : « نئجه گئچدی عؤمرون ؟ »گؤز یا...

ما زِ یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم#حافظ

خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیمبه فکر ص...

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگوگر هست بگو، نی...

#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا چهارشنبه های امام رضای سلا...

برای امروزچیزی جز خیر نمی‌خواهم...نه برای خودمنه برای شمانه ...

تا نفس میکشم و عمر به دنیا دارم ؛دِل به او بَسته و اُمید به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط