آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،

آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،

وقـتی سر چیز هـآی کوچیک قـَهر میکـَردیم

هــَردو می خـَندیدیم

و میگـُفتــیم چهـ بـَچگـآنه بود قـَهرمـآن..

یــآدم است،

تـو همیشه بــآ دلهــُره میگـُـفتی:

تـَرسـَم از روزیـ است

کهـ عشـق مـَن رآ هـَم بهـ حــسـآب بچگـی بگـُذاریــ

حـآل از آن روز هـآ ســآل هـآ میگـُذرد

و مـَن چیزی رآ که تو از آن

دِلهــُره داشــتی

دیدَم!

که رو به رویــَم می ایـستی

و میگــویی

تــو فقـط عـشــق بچگـی ام بــودی...

میبیــنی؟

زمـآنه چه چیـزهـآ که یـآد نمیدهــَد!
دیدگاه ها (۲)

👍 🏻

از این خطرناک تر نداریم 😂 😂

حداقل یه دستمال بکش صفحه گوشیت شده پر تُف 😐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط