مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتون را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل،
چه می دانستیم صدا با دل ِ آدم
چه می کند...

#نوستالژی

دیدگاه ها (۰)

‌بیا که بی تو در این صحرا، میان ما و شکفتن‌هاهمین سه‌چار قدم...

در من کوچه ای استکه با تو در آن نگشته امسفری استکه با تو هنو...

‌پنج شنبه را باید چای دم کردتلفن را کشید ... پرده را بست ،خا...

سلامم را جوابی نیست از توبگو در هیچ مذهب این روا هست؟#ظهیر_ف...

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:کاری نداشتم که!زنگ زده...

https://wisgoon.com/roya.2134

🌱🌱🌿✨مادر میگفت؛ قدیما همه چیزساده تربود، و بی‌حساب و کتاب.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط