یک سال بود که از جیهوپ طلاق گرفته بودم و یدونه بچه هم داش
یک سال بود که از جیهوپ طلاق گرفته بودم و یدونه بچه هم داشتم. بچمون دختر بود الان هم ۳ سالشه . همش ازم میپرسه که بابام کیه بابام کجاست منم نمیتونم جواب درست بهش بدم .امروز صبح جویا (اسمش) رو بلند کردم و تنش لباس پوشیدم و موهاشو شونه کردم و از بالا بستم دستش رو گرفتم و رفتم تو اشپز خونه و براش صبحانه درست کردم و خورد خوراکی هاش رو گذاشتم تو کیفش و سوار ماشینم شدم و بردمش مهدکودک توراه سر چراغ قرمز ایستاده بودم که تو خیابون جیهوپ رو دیدم مسیرم رو عوض کردم تا جویا نبینه و رسوندمش مهدکودک صورتشو بوسیدم و خدافظی کردم
ا.ت. خدافظ عزیزم
جویا. بای بای مامانی
سوار ماشین شدم و دوباره از همون مسیر برگشتم خونه و بازم جیهوپ رو دیدم ایندفه سعی کردم نبینمشو راه خودمو بگیرم و برم چراغ سبز شد و حرکت کردم و رسیدم خونه لباسامو عوض کردم و نشستم رو مبل بغض وجودم رو گرفته بود دیگه نمیتونستم بدون اون زندگی کنم چند ساعت گذشت و دیدم ایفون زنگ خورد دیدم جویا پایینه تعجب کردم و درو باز کردم جویا اومد بالا
ا.ت. سلام دخترم
جویا. سلام مامانی، گریه کردی؟
ا.ت. نه،کی تورو رسوند؟
جویا. یه اقاعه اومده بود دمه در مهدکودک بعد مدیرمون گفت که این باباته
ا.ت......مگه بهت نگفتم با غریبه ها بیرون نرو (عصبی)
جویا. ببخشید(ناراحت)
ا.ت. حالا اون اقاعه کی بود
جویا. موهلش قهوه ای بود و قدش بلند بود یه ماشین مشکی داشت وقتی سوار ماشینش شدم خیلی مهربون بود برام بستنی هم خرید بعد بهم گفت که به مامانت بگو دوست دارم .
با این جزئیاتی که جویا داد مطمئن بودم که جیهوپ بود.
ا.ت. ...اگه فردا اومد دنبالت اول به من زنگ بزن بعد سوار شو باشه؟
جویا. با گوشی کی؟
ا.ت. امم...با گوشی خودش
جویا. اما من که شمارتو حفظ نیستم؟
ا.ت. اون شمارمو داره
جویا . مگه کیه؟
ا.ت. جویا باز شروع کردیا تو به اینا کاری نداشته باش اینا مسئله بزرگتراس
جویا. اما مدیرمون گفت که اون باباته
ا.ت. عهه برو لباساتو عوض کن
جویا. باشهه(حرص)
جویا لباساشو عوض کرد و باهم ناهار خوردیم.
پرش زمانی به فردا
جویا رو رسوندم مهدکودک و خودم اومدم خونه بعد از چند ساعت گوشیم زنگ خورد ناشناس بود جواب دادم دیدم جویا هست
جویا. مامان اون اقاعه اومد دنبالم میتونم باهاش برم
ا.ت.گوشی رو بده به خودش
جویا.باشه
گوشی داد به جیهوپ
هوپ. سلام
ا.ت.من باهات حرفی ندارم فقط میخواستم بگم که چیزی تو ماشین درمورد من بهش نگو نمیخوام چیزی بفهمه
هوپ.ولی من میخوام پدرشو بشناسه
ا.ت.تو اولش بدون اجازه میری دخترمو میگیری بعد میگی میخوام بهتر پدرشو بشناسه
هوپ.اون دختره منم هست
ا.ت. خیلی خب بیشتر از این نمیخوام باهات صحبت کنم صحیح و سالم دخترمو میاری اینجا
هوپ.باشه
ا.ت.خدافظ
هوپ.خدافظ عزیزم
ا.ت.ایشش
و...
ا.ت. خدافظ عزیزم
جویا. بای بای مامانی
سوار ماشین شدم و دوباره از همون مسیر برگشتم خونه و بازم جیهوپ رو دیدم ایندفه سعی کردم نبینمشو راه خودمو بگیرم و برم چراغ سبز شد و حرکت کردم و رسیدم خونه لباسامو عوض کردم و نشستم رو مبل بغض وجودم رو گرفته بود دیگه نمیتونستم بدون اون زندگی کنم چند ساعت گذشت و دیدم ایفون زنگ خورد دیدم جویا پایینه تعجب کردم و درو باز کردم جویا اومد بالا
ا.ت. سلام دخترم
جویا. سلام مامانی، گریه کردی؟
ا.ت. نه،کی تورو رسوند؟
جویا. یه اقاعه اومده بود دمه در مهدکودک بعد مدیرمون گفت که این باباته
ا.ت......مگه بهت نگفتم با غریبه ها بیرون نرو (عصبی)
جویا. ببخشید(ناراحت)
ا.ت. حالا اون اقاعه کی بود
جویا. موهلش قهوه ای بود و قدش بلند بود یه ماشین مشکی داشت وقتی سوار ماشینش شدم خیلی مهربون بود برام بستنی هم خرید بعد بهم گفت که به مامانت بگو دوست دارم .
با این جزئیاتی که جویا داد مطمئن بودم که جیهوپ بود.
ا.ت. ...اگه فردا اومد دنبالت اول به من زنگ بزن بعد سوار شو باشه؟
جویا. با گوشی کی؟
ا.ت. امم...با گوشی خودش
جویا. اما من که شمارتو حفظ نیستم؟
ا.ت. اون شمارمو داره
جویا . مگه کیه؟
ا.ت. جویا باز شروع کردیا تو به اینا کاری نداشته باش اینا مسئله بزرگتراس
جویا. اما مدیرمون گفت که اون باباته
ا.ت. عهه برو لباساتو عوض کن
جویا. باشهه(حرص)
جویا لباساشو عوض کرد و باهم ناهار خوردیم.
پرش زمانی به فردا
جویا رو رسوندم مهدکودک و خودم اومدم خونه بعد از چند ساعت گوشیم زنگ خورد ناشناس بود جواب دادم دیدم جویا هست
جویا. مامان اون اقاعه اومد دنبالم میتونم باهاش برم
ا.ت.گوشی رو بده به خودش
جویا.باشه
گوشی داد به جیهوپ
هوپ. سلام
ا.ت.من باهات حرفی ندارم فقط میخواستم بگم که چیزی تو ماشین درمورد من بهش نگو نمیخوام چیزی بفهمه
هوپ.ولی من میخوام پدرشو بشناسه
ا.ت.تو اولش بدون اجازه میری دخترمو میگیری بعد میگی میخوام بهتر پدرشو بشناسه
هوپ.اون دختره منم هست
ا.ت. خیلی خب بیشتر از این نمیخوام باهات صحبت کنم صحیح و سالم دخترمو میاری اینجا
هوپ.باشه
ا.ت.خدافظ
هوپ.خدافظ عزیزم
ا.ت.ایشش
و...
- ۷.۶k
- ۱۴ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط