پارت

پارت 28🌼

ایلین: میخواستیم با شوگا بریم سر قرار یهو زنگ زد و قرار رو کنسل کرد رو گوشی شوگا ردیاب نصب کرده بودم اونو دنبال کردم و رسیدم به یه هتل رفتم به اتاق شوگا درو که بتز کردم شوگا و آیدا با هم رو تخت بودن نمیتونستم اون لحظه رو تحمل کنم و زدم زیر گریه وکلی گریه کردم

شوگا: خواب بودم صدای گریه میومد از خواب پاشدم دیدم ایلین داره داخل خواب گریه میکنع بالشتش خیس اب شده بود اونو از خواب بیدار کردم

ایلین: شوگا هق شوگا تو تو به من خیانت کردی

شوگا: عشقم نه نه گریه نکن داشتی کابوس میدیدی

ایلین: تو داشتی با ایدا بهم خیانت میکردی

شوگا: نه خواب دیدی من اصلا ایدا رو نمشناسم عشقم بیا داخل بغلم احتمالا بخاطر اتفاقای امروز اینجور شده

ایلین: اوووه خیلی خواب بدی بود احتمالا چون دلتنگ ایدا شدم اینجور شده اگه واقعا بهم خیانت میکردی کلت میکندم

شوگا: اوخی بیا بگیر بخواب بعد از درسا شماره ایدا هم میگیری و باهاش صحبت میکنی..

(فردا صبح)

تهیونگ: از خواب پاشدم خیلی گشنم بود رفتم اشپز خونه دیدم کلی غذا خوشمزه رو میز هست از هر کدوم یه ذره برداشتم و داشتم میخوردم که جونگکوکم امد

جونگکوک: سلام صبحت بخیر چیکار میکنی

تهیونگ: گشنم بود امدم یچی بخورم دیدم اینجا غذا ایرونی هست ورداشتم

حونگکوک: بهتره غذا رو بزاری زمین و فرار کنی

تهیونگ: عه چرا مگه خرم غذا به این خوبی

جونگکوک: ایلین اینا رو برای اقای پی دی نیم پخته و دیشب گفت اگه کسی بهشون دست بزنه با من طرفه اگه الان بیاد ببینه غذا رو نیست کارت ساختس

تهیونگ: اوکی تا بیدار نشده من این غذا ها رو میخورم و میرم بیرون

جونگکوک: واای از دست تو که فقط به فکر شکمتی..
دیدگاه ها (۱۵)

پارت 29🌼ایلین: از خواب پاشدم تا برم صبحونه رو امده کنم یهو د...

پارت 30🌼پی دی نیم: وااااییی ببین کیه اینجاست عروس ایرانیمون ...

پارت 27🌼ایلین: وقتی مادر شوگا این حرفا رو زد یه بغض بزرگ گلو...

پارت 26🌼ایلین: خیلی استرس داشتم مامان و بابای شوگا امدن رفتم...

پارت ۱۰رفتم دیدم که جونگکوک بالای ساختمون ایستاده بدو بدو رف...

سناریو در خواستی وقتی خواب بد میبینی 🥺نامجون : نترس نترس چیز...

جیهوپ و جیمین 🛐🛐🛐سِوٌآلَ پٓسِتٌ : کدوم آیدل رو بیشتر دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط