از میان همه روزها اگر

از میان همه روزها اگر
روزی طوفانی بمیری
بسا باز به گونه ببری زاده شوی.

از میان همه روزها اگر
روزی بارانی بمیری
بسا باز به گونه برکه‌ای زاده شوی.

از میان همه روزها اگر
روزی آفتابی بمیری
بسا باز به گونه انعکاس یکی پرتو زاده شوی.

از میان همه روزها اگر
روزی برفی بمیری
بسا باز به گونه کبکی زاده شوی.

از میان همه روزها اگر
روزی مه‌آلود بمیری
بسا باز به گونه دره‌ای روشن زاده شوی.

اما من چه؟
من که این گونه زنده‌ام
من که این‌گونه زیسته‌ام
و برای شما
شعرهای بسیاری سرودها م
بسیار بازآمده، دوباره همچون کردستان زاده شوم.




شیرکو بی کس
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۵)

در برابر چشم‌های آسمانابر رادر برابر چشم‌های ابرباد رادر برا...

باران را به خانه دعوت کردمآمد، ماند،‌ و رفت،شاخه گلی برایم ج...

ناگهانپرستوهای جان شاعران جهانپرواز کردند،چرخی زدندو بعد به ...

هر شب می‌آیدبال می‌گسترداند بر خواب‌هایمهر روز می‌آیدقدم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط