زندگی آهسته تر من خسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود
صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم .....
دیدگاه ها (۳)

همه جا هستم و در حال تماشای تواممن تماشاگر نامریی دنیای توام...

من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آم...

♥♡تــــــــــــو ♡♥مــــــــــال منـــی دیــــوووونــــــه!ع...

بس کن ای زیبای من ، اینطور فالم را نگیرهی نکن امروز و فردا ،...

..تو پاییز بودی؛ سرد اما دلنشین، از همان‌هایی که آدمی را مشت...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط