پارت دوم

پارت دوم

ویو جونگکوک
از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه احتمالاً باز توی اتاق وی آی پی بار خوابم برده این دفعه کی رو به فاک دادم بغلم رو نگاه کردم یکی از فاحشه های معروف بار هست از حق نگذریم ک## خوبی داشت ای سرم بی سر صدا بلند شدم پول امشبو روی تخت گزاشتم و زدم بیرون بادیگارد هام جلو در بودن سوار ماشین شدم که تهیونگ رو تو ماشین دیدم
- اینجا چی کار می کنی ؟
تهیونگ. پدر خوانده احضارمون کرده
- چرا ؟
تهیونگ. دقیق نمی دونم ولی انگار می خواد باند ها رو باهم متحد کنه
- هه جالبه منو برسون عمارت باید آماده شم
تهیونگ. میدونم من که آمادم
- دیدم
تهیونگ. فکر نمی کنی زیاد رویه
- چی ؟
تهیونگ. این که هر شب یکی رو تو بار به فاک میدی همه دختر های بار حداقل یه دور زیرت بودن
- اوف ولم کن باز شروع کردی
تهیونگ. رسیدیم رفتی یه دوش هم بگیر بوی سگ الکل میدی
- اوکی
-۰ تهیونگ راست میگه ولی من بعد از مرگ یونا اینجوری شدم یه دوش گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردم حالت دادم کت شلوار مشکی و پیرهن مشکی ام رو پوشیدم کفش چرم ساعت هابلوت گردن بند کنترل ( خون آشامی اش رو کنترل می‌کنه ) عطر تلخ با رایحه ویسکی دود چرم چوب رو زدم و سوار ماشین شدم به راه شرکت چون هنوز تا ساعت دو وقت زیاده

تهیونگ. جذاب شدی ( لحن شوخی)
- (نیش خند) جذاب بودم
تهیونگ.هه امروز خیلی کار داریم من میرم به شرکت خودم عمارت پدر خوانده می بینمت
- باشه
راهنمای داستان= !
! تهیونگ می‌ره به شرکت خودش جونگکوک هم همین طور
-۰ رسیدم شرکت همه کار کنان برام تعظیم کردن کارمندان زن هم با لبخند های عشوه گر نگام می کردند که با اخم سردم خودشون رو جم کردند نیش خند رو لب هام ظاهر شد به سمت دفترم قدم بر داشتم و داخل شدم اول یه لیوان ویسکی برای خودم ریختم بعد هم سیگارم رو روشن کردم روی میزم نشستم و به برنامه امروزم نگاه کردم امروز با یکی از مافیا های قدرتمند قرارداد دارم هه ولی اون یه زنه برام جالبه که چطور یه زن توی مافیا دوام آورده در بارش تحقیق کردم دو تا دوست داره که اونا هم مثل خودشن ولی خودش یه چیز دیگه ای هست دوست دارم ببینم رفتارش چطوره هه چی میگم حتماً می خواد با عشوه گری خامم کنه ببینیم و تعریف کنیم توی فکر بودم که گوشیم زنگ خورد جیمین بود جواب دادم
- بگو می شنوم
جیمین. ماجرای پدر خوانده رو شنیدی ؟
- اره چطور ؟
جیمین. به نظرت هدفش چیه ؟
- هنوز معلوم نیست
جیمین. قرار امشب رو یادته؟
- کدوم قرار؟
جیمین. احمق مهمونی اون دنیا رو میگم
- اه اصلا یادم نبود به نظرت چرا همه قبایل رو دعوت کردن ؟
جیمین. خودت چی فکر می کنی ؟
- راستشو بخوای هیچ ایده ای ندارم
جیمین. اتحاد بین خاندان تو و لی
- اوف باز این بحث مزخرف
جیمین. خوب قر نزن توی خونه پدر خوانده می بینمت
- بای
-۰ همین جوریش کم کار داشتم اینم اومد روش
دیدگاه ها (۱)

برای من جونگکوک بود

وضعیت خیلی از ما ها

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط