"بی صدا اشک می‌ریخت. . .

"بی صدا اشک می‌ریخت. . .
مرا یاد باران هایی می انداخت،
که شب ها بی صدا می باریدند و صبح
از نم زمین، متوجهشان می شدیم!
از سرخی چشم هایش"

{ @teakookvgg }
دیدگاه ها (۰)

درد ها بغض می‌شوند و سکوت میکنند این سکوت برایشان دردناک اس...

"یکی هسـ انتخابتـ میکنه چون هیچـ کس رو نداره، یکی هسـ انتخاب...

اهنگش،،،

گل گریه کرد..! زمین گفت :چرا گریه می‌کنی ؟ گل گفت : بارانی ن...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

خواب رویاییpart : 1ا.ت همیشه فکر میکرد بعضی خواب ها فقط خو...

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط