لبخند ممنوعه لئو — پارت ۴

لبخند ممنوعه لئو — پارت ۴

صدای بسته شدن در اتاق کار هنوز در سالن می‌پیچید.

یونا سعی کرد به حرف‌های رینا فکر نکند.

«دنیای لئو با چیزی که فکر می‌کنی فرق داره.»

اما کنجکاوی دست از سرش برنمی‌داشت.

از طرفی، کایلین و یورا هنوز مشغول بازی بودند و بزرگ‌ترها سرگرم صحبت‌های خودشان بودند.

یونا برای چند دقیقه از سالن خارج شد و به سمت راهروی خلوت عمارت رفت.

---

در انتهای راهرو، صدای چند نفر به گوش می‌رسید.

یونا قدم‌هایش را آهسته کرد.

صدای جیمی بود.

— این موضوع باید همین امشب تموم بشه.

صدای لئو سرد و محکم جواب داد:

— تمومش می‌کنم.

مرد دیگری گفت:

— اونا می‌دونن شما برگشتید. احتمال داره حرکت بعدی‌شون علیه خانواده باشه.

سکوت سنگینی افتاد.

لئو آرام گفت:

— پس اجازه نمی‌دم به خانواده نزدیک بشن.

یونا همان‌جا ایستاد.

خانواده؟

چرا کسی باید بخواهد به خانواده جئون آسیب بزند؟

یونا یک قدم عقب رفت.

اما پایش به گلدان کوچکی کنار دیوار خورد.

صدای برخورد گلدان با زمین بلند شد.

سکوت.

در اتاق باز شد.

لئو بیرون آمد.

چشم‌هایش مستقیم روی یونا ثابت ماند.

یونا خشکش زد.

— من...

لئو چند قدم جلو آمد.

— اینجا چی کار می‌کنی؟

یونا با دستپاچگی گفت:

— دنبال دستشویی می‌گشتم.

لئو چند ثانیه نگاهش کرد.

— دستشویی اون طرفه.

یونا به مسیری که لئو نشان داده بود نگاه کرد.

— آها... ممنون.

خواست برگردد که لئو صدایش زد.

— یونا.

یونا ایستاد.

لئو با همان نگاه جدی گفت:

— چیزی که شنیدی...

یونا سریع گفت:

— چیزی نشنیدم.

لئو چند ثانیه سکوت کرد.

بعد گفت:

— خوبه.

یونا آرام سر تکان داد و رفت.

اما وقتی از راهرو دور شد، قلبش هنوز تند می‌زد.

---

چند دقیقه بعد، یونا به سالن برگشت.

یورا با دیدنش سریع سمتش آمد.

— یونا! کجا بودی؟

یونا لبخند زد.

— یه کم گم شدم.

یورا خندید.

— این خونه خیلی بزرگه!

در همان لحظه لئو هم وارد سالن شد.

نگاهش برای یک لحظه با نگاه یونا تلاقی کرد.

یونا سریع نگاهش را دزدید.

اما لئو...

برای چند ثانیه همان‌جا ایستاد.

انگار چیزی در رفتار یونا ذهنش را مشغول کرده بود.

او در تمام این سال‌ها به هیچ‌کس اعتماد نکرده بود.

اما عجیب بود که از میان تمام آدم‌های آن مهمانی...

فقط درباره یونا کنجکاو شده بود.

و خودش هنوز نمی‌دانست چرا.
دیدگاه ها (۱۲)

[كآم نزآر]

جئون آدنا فرد جدیدی که به رمان اضافه میشه تو پارت های بعد کا...

لبخند ممنوعه لئو — پارت ۲صبح روز بعد، عمارت جئون از همیشه شل...

لبخند ممنوعه لئو — پارت ۳: مهمانی کم‌کم شلوغ‌تر شده بود.صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط