‌ بهش خـبر دادند

‌ بهش خـبر دادند
خانـومش وضع حمل کرده و توی بیمارستانه..موتـورش رو گذاشـت گوشه حـیاط و راه افتاد تا بـره بیمارستـان.

گفتم: چرا با موتـور خودت نمیـری که زود برسی؟ گفت: امروز بـاک موتـورم رو با بنـزین بیـت المال پـر کرده ام .واسه همین با تـاکسی میـرم .

جالب اینکه تـاکـسی گیرش نیـومد
و پیـاده تا بیمارستـان رفـت ...

سردار شهید عبدالمهدی مغفوری
دیدگاه ها (۱)

گفتند: خانمت بیمارستان است. موتور را گذاشت کنارخانه و رفت...

سی و پنجمین سالگرد شهادت شهید عبدالمهدی مغفوری گرامی باد شها...

#شهید_عبدالمهدی_مغفوریبه مناسبت سی وهفتمین سالگرد شهید🌷تازیخ...

پارت ۱۷:مزاحم (هنوز توی فلش بکیم ✌🏻)همه داشتن مایکی‌ رو سرزن...

ان شاءالله امشب همه دعاهاشون مستجاب و براورده بشهداستانی درب...

فیک درد عشقفصل دوم(پارت بیست و پنج)- جونگ کوک الان چیکار کنی...

#اخرین_پیچ#پارت_24 (ویوی جونگ کوک ) ا. ت داشت تو فروشگاه برا...

~ P.۱~

#پرنیا #رمان #عشق_ابدی_من #پارت_سیزدهموقتی گواهینامم رو گرفت...

ماه روشن من پارت(۳۱)ویو جیمین /امممممم خب یه کسی به نام مین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط