ای ساقیامستانه رو
ای ساقیامستانه رو
آن یارراآوازده.گراونمیآیدبگو
آن دل که بردی بازده افتادهام درکوی تو
پیچیدهام برموی تونازیدهام برروی تو
آن دل که بردی بازده بنگرکه مشتاق توام
مجنون غمناک توام گرچه که من خاک توام
آن دل که بردی بازده ای دلبرزیبای من
ای سروخوش بالای من لعل لبت حلوای من
آن دل که بردی بازده مارابه غم کردی رها
شرمی نکردی ازخدااکنون بیادرکوی ما
آن دل که بردی بازده تاچندخونریزی کنی
باعاشقان تیزی کنی خودقصدتبریزی کنی
آن دل که بردی بازده ازعشق تو شادآمدم
ازهجرآزادآمدم پیش توبردادآمدم آن دل که بردی بازده. مولانا
آن یارراآوازده.گراونمیآیدبگو
آن دل که بردی بازده افتادهام درکوی تو
پیچیدهام برموی تونازیدهام برروی تو
آن دل که بردی بازده بنگرکه مشتاق توام
مجنون غمناک توام گرچه که من خاک توام
آن دل که بردی بازده ای دلبرزیبای من
ای سروخوش بالای من لعل لبت حلوای من
آن دل که بردی بازده مارابه غم کردی رها
شرمی نکردی ازخدااکنون بیادرکوی ما
آن دل که بردی بازده تاچندخونریزی کنی
باعاشقان تیزی کنی خودقصدتبریزی کنی
آن دل که بردی بازده ازعشق تو شادآمدم
ازهجرآزادآمدم پیش توبردادآمدم آن دل که بردی بازده. مولانا
- ۳.۴k
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط