من بلندای شب یلدا را

من بلندای شب یلدا را
تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را
با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود !؟
عجب زجری بود !؟
غم آن شب که شب یلدا بود...

#شب_یلدا
دیدگاه ها (۲۹)

بگرفتم آن امانت که به شب سپرده بودم بدرخش بر جهانم که تو صبح...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

دل.........

گویی تو از رقصِ خیال و سپیده‌ی صبح آمده‌ای،و دست‌هایت، همان ...

شب و آغاز دلتنگی .....کسی چه می داند که هر کسی در دل چه درد ...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط