عزیز کرده زمانی که من رفتم غمگین مشو و اشک مریز با جامها
عزیز کرده زمانی که من رفتم غمگین مشو و اشک مریز با جامهای به رنگ خورشید وجودم را به کام اتش بکش و برفراز دریا بریز
عزیز کردهی من برایم اشکی مریز و غمگین مشو چراکه بالهای من ازاد گشتهاند عزیز کرده پس از رفتنم نیز تورا تنها نخواهم گذاشت گاهی به شکل بادی که موهایت را مینوازد گاهی به شکل برف و بارانی که گونههایت را میبوسد گاهی به شکل اشک حلقه کرده در چشمانت هنگام تجربه عشق و گاهی به شکل قاصدکی که ارزویت را حمل میکند کنار توام پس از من عاشق شو و عشق بورز چرا که من لایق عشق و سوگواری تو نیستم
عزیز کرده من تا ابد فرشتهی محافظت خواهم شد پس هراسان مباش
با تمام وجود خانوم Y💘
عزیز کردهی من برایم اشکی مریز و غمگین مشو چراکه بالهای من ازاد گشتهاند عزیز کرده پس از رفتنم نیز تورا تنها نخواهم گذاشت گاهی به شکل بادی که موهایت را مینوازد گاهی به شکل برف و بارانی که گونههایت را میبوسد گاهی به شکل اشک حلقه کرده در چشمانت هنگام تجربه عشق و گاهی به شکل قاصدکی که ارزویت را حمل میکند کنار توام پس از من عاشق شو و عشق بورز چرا که من لایق عشق و سوگواری تو نیستم
عزیز کرده من تا ابد فرشتهی محافظت خواهم شد پس هراسان مباش
با تمام وجود خانوم Y💘
- ۴۳۲
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط