صبح شد

صبح شد
من،
موهایم را شانه زدم
و تمام نوازش هایت
از لابه لای موهایم
ریخت !
دیدگاه ها (۱)

و توآن شعر محالی که هنوزبا دو صد دلهره در حسرت آغاز توامچشم ...

-جانِ دلم...میشود کنار هم پیر شویم؟؟+خیالت راحتحتی اگر زمان ...

و من تورا از میان هزاران «تو»ی دیگران به یگانگی انتخاب کرده‌...

با #تُبه بی نهایت میرسم...#تُ نهایی ترین حس خواستن منی

منو لابه لای خاطره هات پیرام کن 🩷

بدان که در لابه لای تمام خستگی هایتیکی هست که تا همیشه و تا ...

*من جایی در گذشته جا مانده ام ...درلالایی شیرین مادرم ...لاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط