سناریو: (وقتی از سر کار برمیگردن و....)درخواستی
سناریو: (وقتی از سر کار برمیگردن و....)درخواستی
هان: تو چند بود مریض بودی و هروقت مریض میشدی زیادی توهم میزدی و باعث میشد خیلی بترسی وقتی از سر کار برگشت صداهای تو رو شنید که از ترس داشتی جیغ میزدی و گربه میکردی که سریع اومد پیشت
هان: چ...چیشده...خوبی؟
ات: م..من...میترسم....چرا نبودی.....م..میترسم -گریه
هان: منو ببخش...ببخش.... -محکم بغلت کرد
اشکاتو پاک کرد و چون نتوانسته بودی خوب استراحت کنی بهت داروهای رو داد و برات آواز خواند که مثل یه لالایی اثر کرد و خوابت برد و تا وقتی که حالت خوب بشه مرخصی گرفت
فلیکس: با باز شدن در خونه تورو دید که کنار مبل یه گوشه نشستی و زانوهاتو بغل کردی و در حال گریه کردنی که سریع اومد سمتت و بغلت کرد....اون میدونست وقتی حالت بده جز بغل به چیز دیگه احتیاج نداری پس فقط تو بغلش موهاتو نوازش میکرد که تو بغلش خوابت برد
سونگمین: دیشب شما دعوای بدی داشتید که باعث شد تا فرداش اصلا باهم حرف نزنید و اون خیلی باهات سرد بود که توهم وقتی نبود کلی گریه میکردی و وقتی از سر کار برگشت صداهای هق هقت رو از اتاق شنید که زیر تخت داشتی با صدای بلند گریه میکردی و هی با خودت میگفتی "همش تقصیر من بود" اونم وقتی صداتو شنید خنده ای از کیوت بودنت زد و پشیمون شد که چرا آنقدر سنگدل رفتار کرد و همون لحظه پتو رو کنار زد و محکم بغلت کرد
سونگمین: آروم باش....هیسسسس.....منو ببخش که کاری کردم انقدر اذیت شی....تقصیر من بود
آی آن: از سر کار برمیگرده که میبینه خونه ساکته و شک میکنه چون کم پیش میاد که خونه اینطوری باشه هروقت هم بری جایی بهش خبر میدادی ولی یکم گوشاشو تیز تر میکنه میبینه صدا داره از حموم میاد که به سرعت اومد سمت حموم در رو باز کرد و دید یه گوشه از حموم نشستی و داری گریه میکنی و آب دوش هم بازه تا آی آن فکر کنه داری حموم میکنی...تو حواست نبود که اومده، آب رو میبنده و میاد طرفت...
آی ان: هی هی...چی شده....چرا دختر کوچولو من داره گریه میکنه هوم؟
ات: گریه- ......
آی ان: میدونی که میتونی همه چیزو بهم بگی.... -لبخند دلگرم
دستتو نوازش میکرد که نگاه مظلومانه ای بهش کردی
ات: دو...دوستام....منو ترک کردن.....چرا آخه اینکارو کردن -گریه شدید
آی ان: اشکالی نداره....منم اینطوری بودم....مهم اینه تو قوی تر از اینایی که بخوای به اونا احتیاج داشته باشی..... -لبخند- تا وقتی من هستم هیچوقت بخاطر اینکه کسی ترکت کرده ناراحت نباش -لبخند
نگاه مظلومی کردی که با لبخندش که لبخند پدرانه ای بود رفتی تو بغلش و گرمای بغلش باعث شد حس امنیت داشته باشی و گریه هات آروم بگیرن
آی ان: نوازش کردن کمر و موهات- بخاطر اون دوستات من باید پول آب بدمااا -شوخی
ات: خنده-
آی ان: خنده-
پایان✨☹️🫂
هان: تو چند بود مریض بودی و هروقت مریض میشدی زیادی توهم میزدی و باعث میشد خیلی بترسی وقتی از سر کار برگشت صداهای تو رو شنید که از ترس داشتی جیغ میزدی و گربه میکردی که سریع اومد پیشت
هان: چ...چیشده...خوبی؟
ات: م..من...میترسم....چرا نبودی.....م..میترسم -گریه
هان: منو ببخش...ببخش.... -محکم بغلت کرد
اشکاتو پاک کرد و چون نتوانسته بودی خوب استراحت کنی بهت داروهای رو داد و برات آواز خواند که مثل یه لالایی اثر کرد و خوابت برد و تا وقتی که حالت خوب بشه مرخصی گرفت
فلیکس: با باز شدن در خونه تورو دید که کنار مبل یه گوشه نشستی و زانوهاتو بغل کردی و در حال گریه کردنی که سریع اومد سمتت و بغلت کرد....اون میدونست وقتی حالت بده جز بغل به چیز دیگه احتیاج نداری پس فقط تو بغلش موهاتو نوازش میکرد که تو بغلش خوابت برد
سونگمین: دیشب شما دعوای بدی داشتید که باعث شد تا فرداش اصلا باهم حرف نزنید و اون خیلی باهات سرد بود که توهم وقتی نبود کلی گریه میکردی و وقتی از سر کار برگشت صداهای هق هقت رو از اتاق شنید که زیر تخت داشتی با صدای بلند گریه میکردی و هی با خودت میگفتی "همش تقصیر من بود" اونم وقتی صداتو شنید خنده ای از کیوت بودنت زد و پشیمون شد که چرا آنقدر سنگدل رفتار کرد و همون لحظه پتو رو کنار زد و محکم بغلت کرد
سونگمین: آروم باش....هیسسسس.....منو ببخش که کاری کردم انقدر اذیت شی....تقصیر من بود
آی آن: از سر کار برمیگرده که میبینه خونه ساکته و شک میکنه چون کم پیش میاد که خونه اینطوری باشه هروقت هم بری جایی بهش خبر میدادی ولی یکم گوشاشو تیز تر میکنه میبینه صدا داره از حموم میاد که به سرعت اومد سمت حموم در رو باز کرد و دید یه گوشه از حموم نشستی و داری گریه میکنی و آب دوش هم بازه تا آی آن فکر کنه داری حموم میکنی...تو حواست نبود که اومده، آب رو میبنده و میاد طرفت...
آی ان: هی هی...چی شده....چرا دختر کوچولو من داره گریه میکنه هوم؟
ات: گریه- ......
آی ان: میدونی که میتونی همه چیزو بهم بگی.... -لبخند دلگرم
دستتو نوازش میکرد که نگاه مظلومانه ای بهش کردی
ات: دو...دوستام....منو ترک کردن.....چرا آخه اینکارو کردن -گریه شدید
آی ان: اشکالی نداره....منم اینطوری بودم....مهم اینه تو قوی تر از اینایی که بخوای به اونا احتیاج داشته باشی..... -لبخند- تا وقتی من هستم هیچوقت بخاطر اینکه کسی ترکت کرده ناراحت نباش -لبخند
نگاه مظلومی کردی که با لبخندش که لبخند پدرانه ای بود رفتی تو بغلش و گرمای بغلش باعث شد حس امنیت داشته باشی و گریه هات آروم بگیرن
آی ان: نوازش کردن کمر و موهات- بخاطر اون دوستات من باید پول آب بدمااا -شوخی
ات: خنده-
آی ان: خنده-
پایان✨☹️🫂
- ۶۰۴
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط