خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کن

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کن
قبله ام باش عاشقانه ، نیتم را درک کن

ای که رویایت دلیلِ گُنگِ عصیانم شده ست
شعرهایم ،گریه هایم ، خلوتم را درک کن

عشق را بر شانه ی اسطوره ها باریده ام
ردِّ اشکِ نیمه شب بر صورتم را درک کن

روزهای بودنم باتو علامت خورده است !
توی تقویمم بمان وُ عادتم را درک کن

گرچه نقشِ منفی ام را خوب ایفا کرده ام
در غزل ها جنبه های مثبتم را درک کن

از قرارم با تو یک عمر است که آواره ام !
لا اقل دلشوره های ساعتم را درک کن
دیدگاه ها (۲)

گاهی دلی برای تو دلتنگ می شود،گاه رنگها برای تو بیرنگ می شود...

زیر ِ باران ، دیدن دلدار می چسبد عجیبدست توی ِ دست های ِ یار...

در دلم این روزها چیزی به جز آشوب نیستاهل قاجاری و در فکرت به...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط