دلیـل تـنهـایـیـم را تــازه فهمیــدم

دلیـل تـنهـایـیـم را تــازه فهمیــدم

وقتے محبت کــردم و تنـهـا شــدم ،

وقتے دوست داشتـم و تنها ماندم ،

دانستم باید تنها شد و تنها مـانـد

تـــا ” خـــــــدا ” را فـهـمـیــد . . .
دیدگاه ها (۵)

گاهی نه آشنا درد را می فهمد!نه حتی صمیمی ترین دوست!گاهی باید...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

پارت یک و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳، ...

وقتی عموت بود

★彡   Part 50 彡★ ( رینا ) حس کردم نمیتونم نفس بکشم.اکسیژن این...

این عکسو که دیدم یاد بچگی‌های خودم افتادم. یاد ذوقی که از دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط